تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
و مبايعات ، و اقامت حدود و قضا در خصومات ، همه مأخوذ است از آن حضرت صلعم . پس اول سلسله و آخر آن معلوم است بالقطع ، كه ما اين معانى را بىواسطه از آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلم أخذ نكرده‌ايم ، و قرآن و حديث بىواسطه از آن حضرت نشنيده ، پس در ميان ما و آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلم وسائطى متحقق است ، سخن در آن مىگذرد كه اين وسائط كدام مردم بوده‌اند ؟ و نيز اين قدر معلوم است كه در أول امر عالم بكفر و جاهليت مشحون بود ، ابتداء ترويج دين اسلام از آن حضرت بوده است ، جهادا و تأليفا للقلوب ، رفته رفته حالتى كه مشاهده مىكنيم از انتشار مسلمين در آفاق ، و غلبهء پادشاهان اسلام در هر قطرى بر روى كار آمد ، اول اين سلسله و آخر او معلوم است ، سخن در آن است كه وسائط حصول اين امر فخيم كه در زمان آن حضرت نبود و الحال هست ، كدام عزيزان بودند ؟ ساعتى خاطر را در تفحص اين وسائط بايد گماشت ، و اول وسائط و اكثر ايشان در توسط ، و اعظم ايشان در منت بايد شناخت أمر ملت مشابهت تمام دارد بديوارى كه هر خشت فوقانى متفرع بر خشت تحتانى است و معتمد است بر وى ، تا آنكه تفحص بأساس رسد همچنان هر قرن متأخر مستمد است از قرن متقدم ، و منت قرن متقدم در گردن او است كه سبب وصول سعادت دنيا و آخرت گشته . در فكر اول هر يكى شيخ خود را مىداند و كتابى مىخواند ، بعد از آن سر گروه خود را ، مثل ابو حنيفه به نسبت حنفيان ، و شافعى به نسبت شافعيان