و از غرائب مضحكه آنست كه شاهصاحب در باب مكايد بقول أبو زيد لغوى بمقابلهء اهل حقّ ، احتجاج و استدلال مىنمايند ، و در اينجا چون قول أبو زيد را موافق اهل حق يافتند ، بطمطراق تمام سر رد و تغليط او افراشتند ، و بمزيد صدق و ورع ، تخطيهء او را بجمهور اهل عربيت منسوب ساختند .
و عبارت شاهصاحب در باب مكايد ، بعد ذكر دو قراءت جر و نصب
أَرْجُلَكُمْ
[ 1 ] در آيهء وضو اين است :
پس چون در حكم اين دو قرائت تأمل كرديم ، نزد اهل سنت تطبيق در ميان هر دو به دو وجه يافتيم :
يكى آنكه مسح را بر غسل حمل كنند ، چنانچه أبو زيد انصارى ، و ديگر لغويان تصريح كردهاند كه : [ المسح في كلام العرب يكون غسلا ، يقال للرجل إذا توضأ تمسح ، و يقال : مسح اللَّه ما بك ، أي أزال عنك المرض ، و يقال : مسح الارض المطر ] - الخ [ 2 ] .
و بفرض غير واقع اگر كسى از لغويين بتصريح صريح هم ، نفى مجىء ( مولى ) بمعنى ( أولى ) مىكرد ، باز هم در آن حجتى نبود بمقابلهء مثبتين ، زيرا كه مثبت مقدم است بر نافى ، و اثبات اثبات براى احتجاج و استدلال اهل حقّ كافى است و وافى ، و بنابر اين قاعده اگر نفات از ائمهء ثقات هم مىبودند و مساوى ، بلكه أزيد و اكثر هم مىبودند ، كلامشان لائق اعتنا نبود ، چه جا كه اقل و اندر هم نيستند ، بلكه اصلا وجودى ندارند .
هامش
[ 1 ] المائدة : 6 .
[ 2 ] تحفهء اثنا عشريه : 51 ط لكهنو .