آن بمعنى ( أولى ) ، براى تعظيم و تكريم اين لفظ شريف است ، كه حق تعالى آن را جابجا در حق خود اطلاق فرموده .
پس كمال عجب است كه فخر رازى ، و أتباع و أشياع او ، با اين همه علم و مهارت ، و تفلسف و حذاقت ، و كمال عظمت و جلالت ، و نهايت علو مرتبه و نبالت ، بمقابلهء اهل حقّ ، در تأييد باطل ، چندان مدهوش و مصعوق شدند ، كه ملاحظهء احكام لفظ « اللَّه » ، كه ورد زبان اهل اسلام و ايمان است هم نكرده ، بسبب تمسك و تشبث بعدم مجىء « مفعل » بمعنى « أفعل » در ديگر مواد ، براى ابطال مجىء ( مولى ) بمعنى ( أولى ) ، در حقيقت ابطال خصائص اين اسم شريف خواستند ، و كمال بعد خود از خصائص علم لسان ، و حقائق فن أدب ، و نهايت بىاعتنائى بامورى كه بغايت مشهور و معروف است ، ظاهر كردند .
« حصر مجوز مولى بمعنى أولى در أبو زيد غلط است »
قوله : « الا أبو زيد كه اين را تجويز نموده » .
اقول : حصر مجوزين مجىء ( مولى ) بمعنى ( أولى ) ، در أبو زيد ، محض تخديع و كيد است ، كه منشأ آن جز مزيد تدين و تورع و تنزه و تحرج مخاطب عاليشأن ، از كذب و افترا و بهتان و عناد و لداد و مجازفت و عدوان ، متصور نمىشود ! چه سابقا به حمد اللَّه و حسن توفيقه دريافتى كه مثبتين مجىء ( مولى ) بمعنى ( أولى ) ، جمعى كثير و جمى غفير از اساطين أئمهء عربيه ، و حاملين لواء صناعت علوم ادبيه مىباشند ، و معهذا اعتراف شاهصاحب بتجويز