و الكيد .
دهم آنكه جمهور اهل عربيت گفتهاند كه تفسير أبو عبيده ، نه آنست كه لفظ ( مولى ) بمعنى ( أولى ) است .
پس جناب شاهصاحب در اين قول مختصر ، اين ده كذب مزور بكمال بلاغت و فصاحت ، و طلاقت و ذلاقت فرا نهادهاند ، و بيچاره رازى با آن همه تطويل و اطناب ، و تلفيق و اسهاب ، جسارت بر ايراد يكى از آن هم نيافته چه جا كه همهء آنها را مجتمعا در يك مقام وارد نمايد ، و كابلى هم اين خرافات و جزافات را ذكر نكرده ، بلكه بسوراخ نفى مطلق ، حتى انكار ثبوت مجىء ( مولى ) بمعنى ( أولى ) ، از أبو زيد ، كه شاهصاحب اعتراف بتجويز او دارند خزيده ، و كتمان مطلق را أبلغ در تأييد باطل و ستر حق ديده ، و دانسته كه بعد اعتراف بثبوت مجىء ( مولى ) بمعنى ( أولى ) ، و لو عن واحد من اهل العربية ، مجال قيل و قال تنگ ، و توجيه و تأويل عليل مورث عار و ننگ خواهد شد .
و به حمد اللَّه و حسن توفيقه ، شناعت و سماجت اين اكاذيب عشره ، بتوضيح و تفصيل بجواب أقوال مخاطب نبيل بيان مىكنيم ، و بيان بعض آن كرديم .
حالا رسيديم بر جواب شبههء انكار مجىء ( مولى ) بمعنى ( اولى ) بسبب عدم ثبوت مجىء ( مفعل ) بمعنى ( أفعل ) .
« اصل اين شبهه واهيه از فخر رازى است »
پس بايد دانست كه اصل اين شبهه از فخر رازى است ، قال في « نهاية