و اين شبهه را رازى خود ذكر نموده ، تاب و طاقت نسبت آن باحدى از اهل عربيت ( چه جا جمهورشان ) نيافته ، بلكه رازى وهن و عدم تماميت اين وجه معلول ، بحوالهء ذكر نظر در آن بكتب اصول ، ظاهر ساخته كما ستطلع عليه انشاء اللَّه تعالى .
هفتم آنكه جمهور اهل عربيت گفتهاند : كه فلان مولى منك ، باطل و منكر است بالاجماع .
و اين كذب مشتمل بر دو كذب است : يكى ادعاى جمهور اهل عربيت بطلان و منكريت اين قول را ، و ديگر دعوى جمهور اهل عربيت ، اجماع را بر بطلان و منكريت اين قول .
و گو استعمال ( مولى منك ) چون مسموع از عرب نيست جائز نباشد لكن پر ظاهر است كه اهل عربيت نص و تصريح بر بطلان اين استعمال نكردهاند ، و ظاهر است كه نص اهل عربيت بر حكمى ، أمر آخر است و استفادهء آن از كدام قاعده أمر آخر .
هشتم آنكه جمهور اهل عربيت گفتهاند : كه تفسير أبو عبيده بيان حاصل معنى است .
و فخر رازى خود اين شبهه را پيدا كرده است ، و باحدى از اهل عربيت هم نسبت آن ننموده ، چه جا كه بجمهور اهل عربيت اين كذب معيوب منسوب ساخته باشد .
نهم آنكه جمهور اهل عربيت در بيان حاصل معنى ، بمقام تخطيهء أبو زيد گفتهاند : يعنى النار مقركم و مصيركم و الموضع اللائق بكم .
و پر ظاهر است كه مثل اين تفسير را در مقام ذكر احتمالات آيهء كريمه ذكر كردهاند ، نه در مقام تخطيهء أبو زيد . فادعائه من عظيم الكذب
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 299
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٩٩