چه جاى اين ماده على الخصوص .
أقول : اينهم از اكاذيب صريحهء ملازمان شاهصاحب است ، كه در جواب حديث غدير ( تخديعا للهمج الرعاع ) مرتكب آن گرديدهاند .
آنفا بنص ائمهء عربيت ثابت گرديد كه ( مفعل ) بمعنى ( أفعل ) آمده ، كه ( مولى ) را بمعنى ( أولى ) گفتهاند ، پس به حمد اللَّه آمدن ( مفعل ) به معناى ( أفعل ) در اين ماده بالخصوص ثابت شد ، و بهتان شاهصاحب ، « هباء منثورا » گرديد .
و خواجه [ 1 ] كابلى كه جل كتاب او را شاهصاحب انتحال كردهاند ، جسارت بر ذكر اين كذب و ديگر اكاذيب طريفهء عجيبه نيافته ، آرى خود انكار مجىء ( مولى ) بمعنى ( أولى ) نموده ، و گفته : كه تصريح نكرده است احدى از اهل عربيت كه مفعل آمده است بمعنى افعل ، و هذه عبارته في « الصواعق » : و هو باطل لان « مولى » لم يجيء بمعنى الاولى و لم يصرح أحد من أهل العربية ان مفعلا جاء بمعنى أفعل - انتهى .
پس در اين عبارت ، نفى تصريح احدى از اهل عربيت بمجيء ( مفعل ) بمعنى ( أفعل ) نموده ، آنكه دعوى اين معنى نموده كه اهل عربيت گفتهاند كه ( مفعل ) بمعنى ( أفعل ) هيچ جا نيامده ، چه جاى اين ماده على الخصوص .
و شاهصاحب از كابلى پا را فراتر نهادند ، و محض عدم تصريح اهل عربيت را بمجيء ( مفعل ) بمعنى ( أفعل ) كافى نديده ، اين افترا بر بستند كه أهل عربيت قاطبة انكار كردهاند كه ( مولى ) بمعنى ( أولى ) آمده باشد ، بلكه گفتهاند كه ( مفعل ) بمعنى افعل ، در هيچ جا نه آمده ، چه جاى اين ماده
هامش
[ 1 ] خواجه أبو نصر محمد نصر اللَّه بن محمد شفيع مؤلف كتاب « صواقع » .