آن حضرت با اوست - با وزيرش از مكّه بيرون مىآيند . در مكّه ، نام و فرمان حضرتش از سوى آسمان ندا مىشود ؛ چنانكه تمامى اهل زمين آن را مىشنوند .
اسم او اسم پيغمبر است . ( تشخيص ) هرچه بر شما مشكل شود ، پيمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و پرچم و سلاحش و نفس زكيّه از فرزندان حسين عليه السّلام بر شما مشتبه نخواهد شد و اگر اين امر بر شما مشتبه بماند ، آن صداى آسمانى به نام و فرمان او و معدودى از فرزندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم ( كه به عنوان برپايى عدل و داد و تشكيل دولت حق خروج مىكنند ) بر شما پوشيده نخواهد ماند « 1 » ؛ زيرا كه آل محمّد عليهم السّلام را پرچمى ( و دولت معيّنى ) است و ديگران به پرچمهايى وابسته مىشوند ( و دولتهايى دارند ) .
پس خانهنشين باش و هرگز از هيچ كدام اينان پيروى مكن تا اينكه مردى از فرزندان حسين عليه السّلام را بنگرى كه پيمان و پرچم و سلاح پيغمبر خدا با اوست ؛ زيرا عهد و پيمان پيغمبر خدا به علىّ بن الحسين رسيد . سپس به محمّد بن على ( خود آن حضرت ) عليهم السّلام و ( بعد از اين ) خداوند آنچه را بخواهد انجام مىدهد .
هميشه با اينان باش و از آنهايى كه برايت ياد كردم جدّا بپرهيز . پس هرگاه مردى از ايشان - كه 313 نفر با وى بود و پرچم رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را همراه داشت - بهپا خاست و عازم مدينه شد ( با او همراهى كن ) و چون از بيابان « بيداء » بگذرد ، مىگويد :
اينجا جاى كسانى است كه به زمين فرو خواهند شد و اين است آيهاى كه خداى - عزّ و جلّ - فرموده : ( آيا كسانى كه زشتىها را انجام مىدهند ايمناند از اينكه خداوند آنان را در زمين فرو برد يا بىاينكه متوجّه باشند ، عذاب بر آنها فرا رسد يا هنگامى كه سرگرم رفتوآمدند ، به ناگاه او آنان را سخت بگيرد و آنان نتوانند بر قدرت حق غالب آيند ؟ ) .
هنگامى كه وارد مدينه شود ، محمّد بن شجرى را همچون يوسف ( از زندان ) آزاد سازد . سپس به سوى كوفه مىرود و مدّتى طولانى - هرقدر كه خدا خواهد - در آنجا
هامش
( 1 ) . [ توضيح افزوده از مترجم محترم است ؛ امّا با توجّه به نسخهى بدل اشاره شده در متن حديث ( إيّاك و الشّذّاذ . . . ) ترجمه چنين مىشود : مبادا با گروهى از فرزندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه به كژراه رفتهاند همراه شوى ! ]