پى او مىروند . چون در بيداء منزل كنند ، به زمين فرو روند و جز يك تن - كه خبرشان را مىبرد - هيچ كدام جان سالم به در نمىبرند . پس قائم عليه السّلام بين ركن و مقام بهپا مىخيزد و نماز مىگزارد و درحالىكه وزيرش با اوست ، روى برمىگرداند و مىگويد :
اى مردم ! ما خداوند را به يارى مىطلبيم ؛ بر هركسى كه به ما ظلم كرده و حقّمان را ربوده است . هركه دربارهى خداوند با ما بحث دارد ، پس ( بداند كه ) من سزاوارترين افراد به خداوندم و هركه دربارهى آدم با ما محاجّه دارد ، پس من از همه به آدم نزديكترم و هركه دربارهى نوح گفتوگو دارد ، پس من به نوح از همه نزديكترم و هركه دربارهى ابراهيم بحث دارد ، پس من از تمامى مردم به ابراهيم نزديكترم و هركه دربارهى پيامبر خاتم صلّى اللّه عليه و إله و سلم با ما بحث دارد ، پس من از همهى مردم به آن حضرت نزديكترم و هركه در مورد پيغمبران با ما گفتوگو دارد ، پس من از همهى مردم به پيغمبران نزديكترم و هركه دربارهى كتاب خدا با ما محاجّه كند ، پس ما از تمامى افراد به كتاب خداوند نزديكتريم .
من و هر مسلمانى امروز گواهى دهيم كه همانا بر ما ظلم شده است . ما را آواره و بر ما ستم كرده و از خانه و وطن و اموال و خاندان بيرون رانده و مقهور ساختهاند . هان ! بدانيد كه ما امروز از خداوند يارى مىخواهيم و هر مسلمانى را به يارى مىخوانيم .
به خدا سوگند ، 313 مرد - كه 50 زن نيز در ميان آنها هست - خواهند آمد ؛ بى وعدهى قبلى و همچون ابرهاى پاييزى پىدرپى در مكّه جمع مىشوند و اين است آيهاى كه خداى - تعالى - فرمايد : ( هركجا باشيد ، خداوند همهى شما را خواهد آورد و محقّقا خدا بر هر چيز تواناست ) . پس مردى از آل محمّد عليهم السّلام مىگويد : اين است آن آبادىاى كه اهلش ستم پيشهاند « 1 » . سپس او با آن سىصد و ده و چند تن - كه بين ركن و مقام با او بيعت مىكنند ، درحالىكه عهدنامهى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و پرچم و سلاح
هامش
( 1 ) . گويا اين گفته اشاره به آيهى شريفهاى است در سورهى نساء ( 4 ) : 76 :رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها- خداوندگار ما ، ما را از اين شهرى كه مردمش ستمكارند بيرون آور ) .