و قوله :
فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ
[ هو النّبيّ صلّى اللّه عليه و إله و سلم ] :
ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها
قال :
« النّاقة الإمام الّذي فهّم عن اللّه [ و فهّم عن رسوله ] ،
وَ سُقْياها
أي عنده مستقى العلم . »
فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها
قال : « في الرّجعة . »
وَ لا يَخافُ عُقْباها
قال : « لا يخاف من مثلها إذا رجع . » « 1 »
شرف الدّين نجفى گويد : علىّ بن محمّد ، از ابو جميله روايت كرده ، از حلبى و [ نيز ] اين حديث را علىّ بن حكم روايت كرده ، از ابان بن عثمان ، از فضل بن العبّاس ، از حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام كه فرمود :
« ( در ) ( سوگند به خورشيد و هنگام اوج درخشندگىاش ) ، شمس امير المؤمنين عليه السّلام است و هنگام اوج درخشندگىاش قيام حضرت قائم عليه السّلام است ؛ زيرا كه خداى سبحان فرموده : ( و اينكه مردم هنگام اوج درخشندگى خورشيد جمع شوند ) ، ( و سوگند به ماه كه در پى آن تابان است ) حسن و حسين عليهما السّلاماند ، ( و سوگند به روز كه تاريكى را مىزدايد ) قيام حضرت قائم عليه السّلام است . ( و سوگند به شب ، گاهى كه عالم را در پردهى سياهى بركشد ) حبتر و دولت اوست و اين درحالى است كه حق پوشيده خواهد بود . »
اينكه فرموده است : ( و سوگند به آسمان بلند و آنكه اين كاخ رفيع را بنا نهاد ) ( امام عليه السّلام ) فرمود : « او حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم است . اوست آسمانى كه خلايق در علم و دانش به سوى او بالا مىروند .
اينكه مىفرمايد : ( و سوگند به زمين و آنكه آن را گستراند ) فرمود : « ارض ، شيعياناند . »
( و سوگند به نفس و آنكه او را مستقيم بيافريد ) فرمود : « او مؤمن است كه آفرينش معتدلى دارد . »
اينكه فرموده : ( و به او شرّ و خيرش را الهام كرد ) فرمود : « حق را از باطل
هامش
( 1 ) . تأويل الآيات الظّاهرة 2 : 803 - 804 .