مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ ، وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
« 1 »
( اوست ( خدايى ) كه كتاب را بر تو نازل فرمود . قسمتى از آيات آن محكمات است كه اساس و امّ الكتاب است و قسمت ديگر متشابهات . پس آنانكه در دلهايشان انحرافى ( از حق ) هست ، از پى متشابه روند تا از راه تأويل آن ( به دلخواه خود ) فتنهانگيزى كنند و تأويل آن را جز خداوند و راسخان در علم ، نمىداند . . . )
آرى ، بيماردلان و باطلجويان در پى تأويل آيات متشابهاند تا آنها را به دلخواه خود ، براى توجيه آراى فاسد و عقايد نادرستشان به كار برند و فتنهانگيزى و شبههجويى كنند ؛ امّا خداوند در هر زمان حجّت معصومى دارد كه تأويل درست آيات را بيان و از گمراهى مردم جلوگيرى مىكند ؛ چنانكه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمودهاند :
« همانا خداى - عزّ و جلّ - از روزها ، جمعه را و از ماهها ، ماه رمضان را و از شبها ، شب قدر را اختيار فرمود و مرا بر تمامى انبيا برگزيد و از من ، على را و او را بر همهى اوصيا برترى داد و از على ، حسن و حسين را اختيار كرد و از حسين ، فرزندان وصيّش را كه تحريف غلوكنندگان و شيوههاى باطلجويان و تأويل گمراهكنندگان را از قرآن دور مىسازند . نهمين ايشان قائمشان است و ( او ) ظاهر آنان و باطنشان است . » « 2 »
احاديث ديگرى نيز بر اين مطلب دلالت دارد كه به منظور پرهيز از اطالهى سخن ، از آوردن آنها خوددارى مىكنيم .
تأويل آيات قرآن در روايات به معنى ديگرى نيز به كار رفته كه از آن به « بطن » نيز تعبير مىگردد . تأويل به اين معنى در مورد تمامى آيات قرآن هست و بسا آيهاى چندين تأويل داشته باشد . در اين احاديث دقّت كنيد :
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) : 8 .
( 2 ) . كمال الدّين و تمام النّعمة 1 : 281 [ باب 24 ، ح 32 ] .