[ توضيح چند واژه ]
1 - تفسير
در لغت از « فسر » گرفته شده به معنى بيان و پردهبردارى از روى لفظ است .
برخى گفتهاند : مقلوب از « سفر » است ؛ چنانكه گويند : « أسفر الصّبح : صبح روشن شد » و به قولى ، مأخوذ از « تفسره » ( - وسيلهى معاينهى طبيب از مريض ) است .
در قرآن كريم ، آيات بسيارى هست كه بىترديد به تفسير نياز دارد . در تفسير اين آيات ، يا به ظواهر آنها بايد تكيه كرد و با شناخت عربى صحيح و اطمينان از ظهور لفظى در معنى معيّن ، به مقصود پى برد يا از عقل فطرى صحيح پيروى كرد يا از روايات پيشوايان معصوم عليهم السّلام بهره گرفت . « 1 » با حدس و گمان در مورد آيات قرآن نبايد اظهارنظر كرد كه تفسير به رأى در شرع حرام و مردود است .
روايت است كه ابن عبّاس تفسير را به چهار وجه تقسيم كرده است :
1 - تفسيرى كه هيچكس از ندانستن آن معذور نيست .
2 - تفسيرى كه عربها - ازآنرو كه به زبان ايشان است - آن را مىشناسند .
3 - تفسيرى كه عالمان آن را مىدانند .
4 - تفسيرى كه جز خداوند كسى نمىداند .
* آنچه هيچكس از ندانستن آن معذور نيست ، دستورات صريح شرع در احكام و دلايل روشن توحيد و مانند آنهاست .
* آنچه عربها مىشناسند ، حقايق لغت و موضوعات زبان عربى است .
* آنچه علما مىدانند ، تأويل و بيان مقصود از آيات متشابه است .
* تفسيرى كه جز خداوند كسى نمىداند ، اخبار غيبى ، هنگام برپايى قيامت و مانند اينهاست . « 2 »
هامش
( 1 ) . رك . مجمع البيان 1 : 39 [ مقدّمه ، الفنّ الثّالث ] . نيز رك . البيان : 397 .
( 2 ) . مجمع البيان 1 : 40 [ شيخ طوسى نيز تقسيمبندى مفيدى دارد . رك . مقدّمهى التبيان ] .