و از روايت آخرين ظاهر است كه خلافتمآب ابو هريره را عزل كرده ، و او را بلقب عدو اللَّه و عدو كتاب اللَّه ملقب فرموده ، و شهادت صادقه بسرقت او مال خدا را اداء نموده ، و ابو هريره خود اين را حاكى ، و از تطاول آن فظ غليظ شاكى است .
و نيز از آن ظاهر است كه خلافتمآب عذر ابو هريره را كه مشتمل است بر ادعاى اجتماع اين مال خطير و مبلغ كثير از نتاج خيل و تلاحق عطايا و تتابع سهام ، كذب محض ، و بهت بحت ، و رمى سهام فى الظلام دانسته ، و هرگز قبول نفرموده ، بلكه اين مال فساد مآل ، و اين مبلغ بليغ النكال و الوبال را از ابو هريره بگرفت ، و بقبض آن انبساط خاطر ابو هريره را مبدل بانقباض ساخت ، و حسب روايت « فائق » كما سيجيء در بيت المال انداخت .
و نيز از آن واضح است كه ابو هريره در مقام عذر از ابا و استنكاف از قبول عمل ، كه خلافتمآب بعد اين همه تفضيح و تقبيح ، و سب و شتم ، و هزل و عزل ، و ايلام و اغرام ، و افجاع و ايجاع ، دعوت به آن فرمودند ، و وجهش حسب حال خلافتمآب با كمال امتحان و اختبار آن عمدة الاحبار بود ، خوف شتم عرض و ضرب ظهر و أخذ مال خود بيان كرد .
و اين دلالت صريحه دارد بر آنكه ابو هريره قبل از اين صدمات شتم عرض و ضرب ظهر و أخذ مال كشيده ، پس بمفاد ( من جرب المجرب حلت به الندامة ) بار دوم از قبول عمل خلافتمآب دم در كشيده ، و عقوبات ثلثهء سابقه را براى انزجار از اغترار بدعوت آن مقتداى صغار و كبار كافى و وافى ديد .
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 268
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٦٨