نمىكند ، بلكه مكررا مرتكب كذب مىگردد ، بمزيد غيظ و غضب و التهاب قسم برب الارباب ياد كرده فرمود : كه من ايجاع خواهم كرد ظهر ترا .
و اين صريح است در آنكه ابو هريره لائق اهانت و ضرب و ايلام بود ، نه مستحق تعظيم و اجلال و اكرام .
پنجم آنكه خلافتمآب بر محض وعيد و تهديد بضرب و ايجاع ظهر آن امام عالىقدر اكتفاء نفرموده ، قول را مطابق عمل نموده ، يعنى بعد اشتعال و اضطرام نار غضب ، ترك احترام و ادب فرموده ، برپا ايستاده بنفس نفيس مرتكب ضرب و ايجاع آن سارق خسيس گرديدند ، يعنى او را زير تازيانه تأديب كشيدند ، تا آنكه پشت او را خونين ساختند ، و پرده از روى كار برانداختند .
ششم آنكه خلافتمآب بر اين ايجاع و ادما اقتصار و اكتفاء نفرموده ، باز همان سخن مطالبه و مصادره مطلوب آغاز نهادند ، و ارشاد كردند كه بيار آن اموال را .
و اين هم صراحة دلالت دارد بر آنكه ابو هريره نزد خلافتمآب سارق و خائن ، و در انكار سرقة كاذب و مائن بود .
هفتم آنكه از آن ظاهر است كه ابو هريره هر گاه مبتلاى ضرب و ايجاع گرديد ، چاره جز آن نديد كه بكلمهء ( أحتسبها عند اللَّه ) ظلم و جور خلافتمآب ظاهر كرد .
و اين جسارت بزعم سنيه كفر صريح ، و ضلال قبيح ، و نهايت خسارت است ، كه بر سرقت اموال و خيانت و كذب و افتراى مزور ، و آن هم در بارگاه خلافت و سركار جلالت اكتفاء نكرده ، هر گاه نمونه سزاى سرقت اموال و جزاى شنايع افعال خود مىيابد ، اجر آن را از خداى
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 266
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٦٦