و حال اهل سنت معلوم است كه ايشان هميشه اكثر فرق اسلاميه بودهاند و در زمرهء ايشان جماعتى گذشته نقاد احوال رجال ، و مجاهرين بمدح ممدوح و قدح مقدوح ، و محتاط در نقل احاديث نبويه ، و اذهان ثاقبه و افهام سليمه ايشان ضرب المثل است ، چنانچه شاهد آن خوض ايشان است در فلسفيات ، و مسائل رياضيات ، و طبيعيات ، و الهيات ، بوجهى كه اگر واضعين اين علوم مو شكافىهاى ايشان مىديدند ، منتها بر خود مىكشيدند ، و علوم بسيارى مثل علوم اصول و فنون ادبيه همه مخترع و مستخرج ايشان است ، اين قسم جماعت كه در مدح اشخاص چند و در تعظيم و توقير آنها اجماع نمايند ، لا اقل شبهه در طعن و قدح ايشان پيدا مىشود ، و جرأت بر امر ذى جهتين كار عاقل نيست انتهى [ 1 ] .
از اين عبارت ظاهر است ، كه جناب شاهصاحب بتعظيم و توقير معتزله خلفاى ثلاثه را احتجاج و استدلال مىنمايند ، بلكه ذكر معتزله در مقام ترقى از ذكر اهل سنت مىفرمايند .
پس هر گاه شاهصاحب تشبث و تمسك بتعظيم و توقير معتزله اين بزرگواران را نمايند ، اهل حق را تمسك و تشبث باقوال معتزله در كشف حقيقت حال اين بزرگواران چرا روا نباشد !
رساله جاحظ در تفضيل اهل البيت ( ع )
و نيز بايد دانست كه جاحظ با اين همه تعصب و تصلب و ناصبيت ، رساله در تفضيل بنى هاشم بر غير ايشان تصنيف كرده ، كه از آن بكمال
هامش
[ 1 ] تحفه اثنا عشريه ص 79 - 80 ط لكهنو 1302