پس هر گاه اثبات اين مدائح عاليه ، در مقام تحقيق براى جاحظ ، مانع از تضليل و تكذيب او نباشد ، وصف سيد رضى طاب ثراه جاحظ را بخرّيت و مثل آن ( ان سلم كونه على سبيل التحقيق ) چگونه موجب ابتهاج و استبشار حضرت رشيد گردد ، و جاحظ را از مغاك ضلالت و بدع ناصبيت برآرد ؟
اندك انصاف بايد كرد ، و از حق نبايد گذشت ، و جواب تشبث فاضل رشيد ، بتأليف جاحظ رساله فضائل جناب امير المؤمنين عليه السلام مكررا گذشته ، و باز در اين مقام مىگويم : كه تأليف جاحظ رساله را در فضائل جناب امير المؤمنين عليه السلام ، مثل تأليف جمعى از اهل كتاب است كتب عديده در حمايت اهل اسلام ، و اعتراف بفضائل جناب خير الانام عليه و آله آلاف التحية و السلام ، و بعض تراجم اين كتب در اين زمان شائع است » .
حال جاحظ مغرور مانند حال ابليس مدحور است
« و نيز حال جاحظ مغرور مماثل است با حال ابليس مدحور ، كه او حسب افادات ائمه سنيه از اشرف ملائكه از ارباب اجنحه أربعه بود ، و از اشد ملائكه از روى اجتهاد ، و اكثر ايشان از روى علم بود .
علامه سيوطى در تفسير « در منثور » گفته » :
أخرج ابن أبى [ 1 ] الدنيا فى « مكايد الشيطان » و ابن أبى حاتم ، و ابن الانباري ، فى كتاب « الاضداد » و البيهقى في « الشعب » عن ابن عباس قال :
هامش
[ 1 ] ابن أبى الدنيا : عبد اللَّه بن محمد بن عبيد الاموى البغدادى الحافظ ، توفى ببغداد ( 281 ) .