پس شاهصاحب اين ولد الزنا را باثبات كمال عقل براى او ، بمرتبهء بالاتر از خلافتمآب نشانيدند ، و بدرجه عاليه تفضيل و ترجيح رسانيدند .
فاضل رشيد در كتاب « شوكت عمرية » بجواب اين قول وجه چهارم روايتى است كه شاه ولى اللَّه محدث دهلوى والد فاضل معاصر شاه عبد العزيز دهلوى در كتاب « ازاله الخفا » آورده و هذه عبارته على ما نقل عنه بعض الثقات : أحمد بن حنبل ، عن جابر بن عبد اللَّه ، تمتعنا مع رسول اللَّه و مع أبي بكر ، فلما ولي عمر بن الخطاب الناس قال : ان القرآن هو القرآن و ان الرسول هو الرسول ، كانتا متعتان على عهد رسول اللَّه : أحدهما متعة الحج ، و الاخرى متعه النساء ، معناه ليستا بعده انتهى . [ 1 ] خلاصهاش آنكه من منكر قرآن و رسول نيستم ، ليكن رأى من مقتضى تحريم متعه است ، و ظاهر اين كلام و صريح قول او : ( و ليستا بعده ) دلالت دارد بر آنكه در زمان آن حضرت منسوخ نشده انتهى گفته : و عجب تر آنكه صاحب رساله خود در ترجمه قول حضرت عمر گفته كه من منكر قرآن و رسول نيستم ، و بعد از آن در ترجمهء جمله ( ليستا بعده ) افاده فرموده .
كه : ليكن رأى من مقتضى تحريم متعه است انتهى .
و اين ترجمه مستلزم تناقض و تهافت در كلام است ، چه منطوق كلام اول عدم انكار قرآن و رسول است ، و تحريم متعه بمقتضاى رأى خود ، بىآنكه خدا و رسول حرام كرده باشند ، ادعاى منصب تشريع براى خود ، و آن مستلزم انكار قرآن منزل و خاتم الرسل است .
پس ترجمهء كه صاحب رساله بيان نموده ، به جهت استلزام تناقض و تهافت
هامش
[ 1 ] ازالة الخفا ص 222 كتاب الحج من فقهيات عمر