تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
شد ، و يك طفل صغير را از نزد آن زن بدست آورد ، و گفت كه اين طفل پسر نزار است ، او را گرفته بشهرى رسانيد ، و او را هادى نام كردند ، و بنام او دعوت آغاز نهاد ، و مردم گرد او فراهم آمدند ، و انبوه بسيار شد ، و بر قلعه الموت و ديگر قلاع طبرستان مستولى شد ، و اهل و عيال و اموال خود را در قلعهء الموت همراه هادى نگاه مىداشت ، تا آنكه مرگ او را در رسيد ، و هنوز هادى طفل بود ، كيا نام شخصى را خليفه خود ساخت ، و او را بتربيت هادى و اكرام و توقير او وصيت بالغه نمود ، چون كيا را دم واپسين شد . پسر خود را كه محمد بن كيا نام داشت ، نائب خود ساخت ، و او را بدستور حسن صباح ، به خدمت و توقير هادى اهتمام تمام كرد ، روزى اين هادى را شبق و نعوظ غلبه كرده بود ، زوجه ابن كيا را طلبيده ، وطى كرد ، زيرا كه بزعم انها جميع محرمات براى امام حلالند ، و او را مىرسد كه هر چه خواهد بكند ، لا يسأل عما يفعل شأن او است ، اتفاقا زوجهء ابن كيا از آن وطى بار دار شد ، و پسرى آورد كه او را حسن نام كردند ، و هادى در اين اثنا در گذشته بود . اين همه اظهار زوجهء ابن كيا است ، اكثر اتباع هادى اين را قبول داشتند . و طائفه شك نمودند ، و گفتند كه موطوءه هادى زن ديگر بود ، و زوجهء ابن كيا نيز مقارن اين حال از شوهر خود باردار شده بود ، اتفاق ولادت هر دو زن در يك ساعت شد ، زوجهء ابن كيا پسر آن زن را كه نطفهء هادى بود به پسر خود بدل كرد ، و او را حسن نام نهاد . على أي حال بعد از مردن ابن كيا ، حسن خود را از اولاد نزار وانمود ،
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 322 | السيد مير حامد حسين الهندي