بالفرض در آيهء
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ
الآية [ 1 ] مرجع ضمير حضرت عتيق با توقير باشد ، كدام مقام افتخار و استيثار براى مثيرين شر مستطير است .
و بملاحظه اين ارشاد هم بناى تمسك فاضل رشيد به وصف جاحظ بخرّيت و ناقد به آب رسيده است .
خريت و دليل بودن جاحظ مانند بليغ و عاقل بودن حسن صباح است
و از غرائب امور آنست ، كه جناب شاهصاحب بعض نزاريه را كه ولد الزنا بودن او ، و انهماك او در زندقه و كفر ، و اسقاط جميع تكاليف شرعيه ، و تحليل جميع محرمات ، و كذب و افتراء بر خالق كائنات ، بارسال امر غيب به اين شناعات ، ثابت فرمودهاند ، بمدح بليغ ستوده ، يعنى فرموده كه خيلى مرد عاقل و بليغ ، و حاضر جواب و خوش محاوره بود ، چنانچه در باب اول همين كتاب خود يعنى « تحفه » مىفرمايند :
و نزاريه را صباحيه و حميريه نيز گويند ، و عن قريب وجه اين تسميه معلوم شود .
و نيز نزاريه را مسقطيه ، و سقطيه نيز گويند ، زيرا كه مذهب ايشان آنست كه امام مكلف بفروع نيست ، و او را مىرسد كه بعض تكاليف ، يا جميع تكاليف را از مردم ساقط كند .
و از خرافات ايشان آنست كه حسن بن صباح حميرى در مصر آمد و با بعضى از زنان نزار كه در دست برادر زاده خود محبوس بود ملاقى
هامش
[ 1 ] التوبة 40 .