تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
كلام امير المؤمنين ، و ناقد اين جوهر ثمين مىگويد » الخ [ 1 ] . پس كاش اين شرح را در ضمن اجمال مطوى مىداشتند ، و خامهء بدايع نگار را بتحرير آن در تعب نمىانداختند ، چه هيچ فائده جديده‌اي از اين بيان جز اعادهء استعجاب و استغراب منهدم البنيان ظاهر نشده ، آرى در تكرار طعن و تشنيع ، و اكثار استهزاء و تقبيح ، بر نسبت ناصبيت بجاحظ مراتب اساءت ادب جناب شاهصاحب ترقى مىگيرد ، و مضاعف مىشود هو المسك ما كررته يتضوع .

احتجاج سيد رضى بكلام جاحظ براى الزام است

و نيز در اين شرح اعاده دعوى بى دليل ، بلكه ايجاد كذب و بهت غير قابل التعويل فرموده‌اند ، يعنى تصريح فرموده به اينكه شريف رضى جاحظ را دليل خود در شناخت كلام امير المؤمنين مىگويد ، حال آنكه هرگز كلام جناب سيد رضى دلالت بر اين معنى ندارد ، كه آن جناب جاحظ را دليل خود در امرى از امور گفته باشد ، چه جا دليل خود در شناخت كلام حضرت امير المؤمنين عليه السلام گفته باشد . و از لطائف امور اين است كه ، فاضل رشيد ذكر حاصل كلام جناب سيد رضى درباره جاحظ در اين عبارت مختصر ، كه يك ورق متوسط بيش نيست ، سه بار نموده ، و در هر بار لباسى جديد آن را پوشانيده ، و رنگى تازه براى آن ريخته . چه اولا بعد نقل كلام سيد رضى گفته : و اين كلام شريف رضى نص است در دليل ماهر و ناقد بودن عمرو بن بحر جاحظ بكلام حضرت امير
هامش
[ 1 ] ايضاح لطافة المقال ص 28 .