بر نخيزد ، و نسبت عداوت بجاحظ ، كه تسويد وجه بتأليف كتابى خاص در توجيه مطاعن بنفس رسول كرده ، سبب اين همه حيرت و سراسيمگى و از خود رفتگى براى فاضل رشيد گردد !
قول جاحظ بخلافت عباس دليل ناصبيت او است
سوم آنكه زعم جريان ارث در خلافت ، دليل صريح كمال ناصبيت و عداوت است زيرا كه هر گاه ارث در خلافت جارى شد ، و وارث خلافت عباس شد ، و بعد عباس اولاد او ، خلافت جناب امير المؤمنين عليه السلام العياذ باللّه در مرتبهء رابعه هم صحيح نباشد ، و پناه به خدا جميع تصرفات آن حضرت ( زبانم بسوزد ) بر خلاف حق گردد ، و اين ناصبيت شديده و عداوت صريحه است .
عجب است كه فاضل رشيد چنين امر ظاهر را در نمىيابد ، يا در مىيابد لكن ابراز مكنونات خاطر و الا مآثر به اين حيله مىسازد .
و نيز پر ظاهر است كه هر گاه ارث در خلافت جارى شد ، و وارث جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم عباس شد ، بعد عباس ، عباسيه وارث خلافت خواهند بود ، پس خلافت عباسيه عين حق و صواب خواهد بود و چون نزد فاضل رشيد محض نسبت تشيع بعباسيه ، دليل ناصبيت و انحراف از ولاى اهل بيت عليهم السلام است ، اثبات خلافت ايشان بهزار اولويت دليل ناصبيت و معادات اهل بيت عليهم السلام خواهد بود ، پس ثبوت عداوت جاحظ بزعم جريان ارث در خلافت حسب افاده خود رشيد هم ظاهر و واضح است ( و للّه الحمد على ذلك حمدا جزيلا ) .