بشدت غباوت و قلت درايت و شدت خذلان ، پس بدرستى كه حواس ايشان فاسد و غير سليم ، و عقول ايشان و انظار ايشان غير سديد است .
و شمس الائمة بعد اين همه زار نالى ، از دست حاوى مكارم معالى ، امام غزالى ، و اتباع آن امام ملك شيرين مقالى ، افاده مىفرمايد آنچه حاصلش اين است : كه بعد از اين طعن و تشنيع بر امام اعظم و اشياع او شرم نمىكنند حضرات شافعيه ، و اظهار مىكنند روبروي اتباع ابو حنيفه از امراء و قضاة و ولاة ، از اطراء آنچه زياده مىباشد بر مدح صديق و عمر فاروق ، و اين طريقه ايشان است و سيرت ايشان ، و صيانت ايشان و عقل ايشان .
پس هر گاه حضرات شافعيه با وصف اعتقاد اين همه فضائح و قبائح فضيحه ، و فظائع قبيحه ، و معايب و مثالب عظيمه ، و مطاعن و مخازى فخيمه ، در حق ابو حنيفه و اتباع و اشياع او ، حسب افاده شمس الائمه ، ترك حيا و آزرم كرده ، به حدى مبالغه در مدح و اطراء ، و تعظيم و ثناى قضاة و ولاة و امراى حنيفه نمايند ، كه ايشان را بپايهء بالاتر از خليفه اول و خليفه ثانى نشانند ، و صديق و فاروق سنيان را پستتر از حنيفه كه نزد خودشان ، موصوف بشدت غباوت ، و قلت درايت ، و شدت خذلان و فساد حواس ، و عدم سلامت آن ، و غير سديد بودن عقول و انظار هستند گردانند ، و عقل و ديانت و امانت و صيانت خود را باقصى المرتبه رسانند ، پس صدور خلاف اعتقاد از جاحظ شديد العناد كدام مقام استعجاب علماى امجاد است .
بقول كردرى غزالى بر اثر كرامت ابى حنفيه مطرود و تكفير شد
و نيز مىبينى كه شمس الائمه ، شهادت رؤساء شافعيه را ، بالحاد و زندقه و تزوير و مخرقه غزالى ، نزد سلطان سنجر ، و افتاء باباحت دم