و نيز شمس الائمة افاده مىكند : كه غزالى تصديق كرده است قاضى را در قول خود : كه هر كسى كه گمان كند كه قاتل بمثقل تعمد نكرده است قتل مقتول را بمثقل ، اگر نداند نقيض حكم خود را پس او از زمرهء عقلا نيست و اگر مىداند نقيض حكم خود را پس بدرستى كه او قصد كرده است قطع دين را .
شمس الائمه مىفرمايد پس مردد ساخته است قاضى امر ابي حنيفه را ، در ميان بودن ابو حنيفه جاهل و مجنون ، و در ميان بودن او كافر زنديق ، زيرا كه كسى كه قصد قطع دين كند نمىباشد مگر كافر مخلد في النار .
شمس الائمه افاده مىكند : كه اين است اعتقاد ايشان يعنى شافعيّه در امام الائمه و سراج الامة يعنى ابو حنيفه ، پس چگونه خواهد بود اعتقادشان در باب اتباع ابو حنيفه و مقلدين مذهب او ، از امراء و سلاطين و قواعد عساكر مسلمين ، و فقها و قضات و مدرسين ، يعنى هر گاه اعتقاد حضرات شافعيه ، كه امام غزالى از جمله اكابر و رؤساء ايشانست ، به اين مثابه باشد كه شنيدى ، اعتقادشان در باب اتباع و مقلدين مذهب أبى حنيفه افحش و اشنع افظع خواهد بود ، كه كسى كه از تفصيح و تقبيح و تجهيل و تضليل امام اعظم و مقتداى افخم نمى هراسد ، مقلدين و اتباع و اشياع نزد او در چه حسابند .
و شمس الائمة بر اين اجمال و اثبات افحشيت اعتقاد حضرات شافعيه در باب حنفيه اكتفاء نكرده ، بلكه بمقتضاى بلاغت ، اولا تحريف و تهويل بتعظيم شأن اين تشنيع باجمال و اثبات آن باولويت نموده ، باز بر سر تفصيل رسيده افاده كرده : كه اعتقاد شافعيه در حق اتباع ابو حنيفه چيزى است كه نص كرده است بر آن غزالى ، يعنى وصف اتباع ابو حنيفه
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٨١