القاضي فخر الدين الرضا بندي فشاوره فلم يستصوب قتله [ 1 ] .
« از اين عبارت سراسر بشارت ، بنهايت وضوح و غايت ظهور لائح است ، كه شمس الائمة اولا بسبب مزيد اشتعال فوائد لهب ، و كمال فلق و اضطراب و غضب ، حجة الاسلام سنيان غزالى را بطاعن از منصب تعبير كرده ، و نسبت تزوير به او كرده ، و دعوى او را سبب اغترار اغبياى نا تجربه كار ، و ضلال از صراط سوى هدايت شعار وانموده .
و بعد اين زور و شود افادات حجة الاسلام در تفضيح و تضليل امام اعظم نبيل ، كه قلوب حضرات حنيفه را على الخصوص كسانى كه اعتقاد جلالت و عظمت غزالى هم دارند ، پاره پاره مىگرداند ، و بملاحظهء آن خون ناب حسرت از چشمهاى ايشان مىبارد نقل كرده .
و بعد آن افاده كرده آنچه حاصلش اين است ، كه بايد كه تأمل كند در مجموع آن عاقل منصب ، پس ظاهر شود براى او كه بدرستى كه غزالى اراده كرده به اين طعن و تشنيع و تفسيق ابو حنيفه ، يا تكفير او را ، زيرا كه غزالى نقل كرده بر آنكه ابو حنيفه قلب كرده است شريعت را ظهر آن را به پشت آن ، و مشوش ساخته است مسلك شريعت را ، و قطع كرده است نظام آن را ، و ارداف كرده جميع قواعد شريعت را باصلى كه ، هدم كرد به آن شرع محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله را .
شمس الائمة مىفرمايد كه هر كسى كه بكند چيزى را از اين امور كه غزالى نسبت آن بابي حنيفه نموده ، در حالى كه مستحل آن باشد پس او كافر مىشود ، و كسى كه بكند بعض اين امور را بحالى كه غير مستحل آن باشد او فاسق مىگردد .
هامش
[ 1 ] السيف المسلول على كتاب المنخول أوائل الكتاب