ملوك مصر ، كالعجم و العراق و الروم و الهند و المغرب ، و ليس الدين قائما ببلادهم كقيامه بمصر ، و لا شعائر الاسلام في اقطارهم ظاهرة كظهورها في مصر ، و لا نشر السنة في الحديث و العلم فيها كما في مصر ، بل البدع عندهم فاشية ، و الفلسفة ، بينهم مشهورة ، و السنة و الاحاديث دائرة ، و المعاصي و الخمور و اللواطة متكاثرة [ 1 ]
به اعتقاد سيوطى بنى اميه و بنى عباس موجب بركات بودهاند
« از اين عبارت ظاهر است كه مصر از وقتى كه دار خلافت گرديد امر آن عظيم شد ، و شعائر اسلام در آن بسيار شد ، و سنت سنيه بلند گرديد ، و بدعت محو شد ، و محل اقامت علماء و محط رحال فضلاء شد ، و اين سرى است از اسرار حق تعالى كه وديعت نهاده آن سر را در خلافت نبويه ، كه هر جا كه خلافت خواهد بود با آن ايمان و كتاب خواهد بود .
و نيز از آن ظاهر است كه حديث دلالت دارد بر آنكه ايمان و علم خواهد بود با خلافت هر جا كه خواهد بود پس بود ايمان و علم بمدينه از خلفاء راشدين ، بعد از آن منتقل شد ايمان و علم بشام از خلفاى بنى اميه ، بعد از آن منتقل شد ايمان و علم بسوى بغداد از خلفاء بنى عباس .
پس ثابت شد از اين افادهء بديعه ، كه خلفاء بنى عباس ، و همچنين خلفاء بنى اميه ، اسباب نزول بركات ، و علل شيوع سعادات بودند ، كه ببركت خلافتشان عظمت و جلالت بلاد ، و كثرت شعائر اسلام و صلاح عباد ، و علو سنت سنيه جناب خير الانبياء الامجاد عليه و آله التحية و السلام الى يوم التناد ، و انمحاء بدعت مبتدعين اوغاد حاصل مىشد ، و هر جا كه ايشان مىبودند ، علم و ايمان با ايشان دائر ، و دين و ايقان هم ركاب ايشان سائر بوده ، و سر الهى بخلافت ايشان ظاهر شده .
و نيز سيوطى در « تاريخ الخلفاء » گفته : »
هامش
[ 1 ] حسن المحاضرة ج 2 ص 73 ط مصر .