تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
خلافت كردند ، و خروج نمودند ، و تمام نشد براى ايشان امر امامت ، مثل بسيارى از علويين و قليلى از عباسيين ، طى كشح نموده .

سيوطى خلفاء بنى اميه و عباسيه را به حق و صدق دانسته

پس ثابت شد كه منصور ، و هارون ، و مأمون و ديگر ظلمه بنى اميه ، و بنى عباس را كه سيوطى ايشان را در اين كتاب ذكر كرده ، خلفاء بر حق و ائمه صدق بودند ، و از وصمت ادعاى خلافت بباطل ، و عدم اتمام امر براى ايشان برى بودند . و نيز از قول او : « و لم أورد أحدا من العبيديين لان إمامتهم غير صحيحة » ظاهر است كه امامت كسانى كه سيوطى در اين كتاب ذكر كرده صحيح است . و از قول او : « و منها ان مبايعتهم » الخ ظاهر است كه بيعت عبيديين به اين وجه صحيح نيست : كه بيعت ايشان با وصف وجود امام عباسى واقع شد ، و بيعت امام عباسى صحيح بود . پس بيعت خليفهء عبيدى صحيح نباشد ، پس هر گاه امامت خليفه عباسى متأخر ، كه در زمان عبيديين بوده ، صحيح باشد ، امامت خلفاء عباسيه سابقين ، كه اقرب و افضل از معاصرين عبيديين بودند ، بالاولى صحيح باشد . و از قول او : « و منها ان الحديث » الخ ظاهر است كه حسب حديث ، امر خلافت هر گاه ببنى عباس خواهد رسيد ، خارج از ايشان نخواهد شد ، تا آنكه تسليم كنند آن را بسوى عيسى بن مريم يا مهدى . پس ثابت شد كه حقيقت خلافت بنى عباس نزد سيوطى از حديث ثابت است ، و از اين حمايت كه سيوطى بتصريح تمام افاده فرموده ، كه كسى كه متسمى شود بخلافت ، با وصف قيام عباسيين خارج باغى است .