الاسلام و ذمة النسب ، و كفى بهما وسيلة ، و أحق من اخذ بأدب اللَّه تعالى ابن عم رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم الذاب عن دينه ، المحامي عن امته ، قال فتهلل وجه هارون ، ثم قال ليفرخ روعك ، فانا نرعى حق قرابتك و علمك ، ثم امره بالقعود [ 1 ] .
« از اين عبارت هم ظاهر است كه ، شافعى نهايت ابا و استنكاف و تحاشى از ادعاى امامت ظاهر كرده ، كه اولا فسق و كذب و افتراى محمد ابن الحسن ، و ابو يوسف ، كه نسبت اين ادعا بشافعى كرده بودند ، بتلاوت آيه كريمه ثابت كرده ، و بعد آن گفته : كه حاش للّه كه بگويم من اين قول را ، بدرستى كه دروغ گفت رسانندهء اين قول ، و فاسق شد و گنهكار گرديد .
و نيز شافعى تصريح كرده به آنكه ، احق كسى كه اخذ كرده بادب خداى تعالى ابن عم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم است ، كه ذب كننده است از دين حضرت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم ، و محامات كننده است از امت آن حضرت .
و از اين ارشاد شافعى هم ، نهايت مدح و تعظيم و تبجيل و تكريم رشيد ظاهر است ، كه او را أحق عاملين به حكم تعالى وانمود ، و ذب او از حماى دين نبوى ، و محامات او امت آن حضرت را ظاهر ساخته .
شافعى هارون را در تشريف خود تالى پيغمبر ( ص ) قرار داده
و نيز از روايت « حلية الاولياء » ظاهر است كه ، هر گاه شافعى بجواب هارون رشيد اقسام سنت بيان كرد ، و هارون استحسان آن نمود ، و مدح شافعى كرد ، شافعى بخطاب هارون گفته : كه جز اين نيست كه شرف ما برسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم است و به تو .
هامش
[ 1 ] مناقب الامام الشافعى ص 42 .