تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
فيما قال ، ثم أمر بالشافعي رضي اللَّه عنه فادخل على الرشيد فرمى القوم بأبصارهم إليه ، فقال الشافعي رضي اللَّه عنه : السلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة اللَّه و بركاته فقال الرشيد : و عليك السلام و رحمة اللَّه و بركاته [ 1 ] . « و نيز از روايت « حلية الاولياء » واضح است كه ، شافعى هارون را بمرات و كرات ملقب بأمير المؤمنين مىساخت . و نيز از آن واضح است كه ، شافعى ادعاء خود منصب امامت را نهايت شنيع و فظيع دانسته ، كه آن را بافتراى كذب على اللَّه تعبير كرده ، پس هر گاه امامت به اين مرتبه عظيم و جليل باشد ، كه شافعى از ادعاى آن ، با آن جلالت و عظمت مرتبه ، تحاشى شديد كند ، و ادعاى آن را افتراى كذب بر خداى تعالى قرار دهد . پس اثبات شافعى امامت را براى هارون ، دليل صريح است بر آنكه شافعى هارون را بهتر از خود مىدانست ، و امامت را عين حق و صواب مىدانست ، و ناهيك به تعظيما و تشريفا . پس عجيب است كه جلالت مرتبه ، و عظمت شأن ، و علو قدر ، و سمو فخر ، و نباهت و نبالت ، و كمال تديّن هارون رشيد ، نزد حضرت شافعى به اين مرتبه رسد ، كه امارت مؤمنين كه عبارت از امامت و خلافت است ، مكررا براى رشيد ثابت سازد ، و خود را با اين همه فضائل عاليه و محامد ساميه ، و مناقب فاخره ، و مدايح زاهره ، از استحقاق آن برى گرداند ، كه ادعاى آن را براى خود عين كذب و بهتان ، و مجازفت و عدوان ، و افترا بر ايزد منّان وانمايد ، و خود را بمراحل شاسعه از مرتبهء رشيد پست‌تر گرداند ، كه خود را از جمله رعاياى او قرار دهد ، و اين امر اصلا باعث استعجاب
هامش
[ 1 ] مناقب الامام الشافعى ص 41