و نيز از قول او : و أيضا فقد كان من العلم و السذاجة الخ ثابت است كه هارون رشيد رتبهء عاليه از علم و سذاجت دين داشته ، بسبب قرب خود از سلف او كه منتحلين علم و سذاجت دين بودند .
و از قول او : و لم يكن بينه و بين جده أبي جعفر الخ واضح است كه در ميان رشيد و در ميان منصور زمنى بعيد نبوده ، و منصور بمرتبهء عاليه از علم و دين قبل خلافت و بعد آن فائز بوده .
پس رشيد هم صاحب ورع و دين و بعيد از حالات فاسقين و فاجرين باشد .
و از قول او : فكيف يليق بالرشيد الخ ظاهر است كه رشيد بسبب قرب عهد از منصور ، و ابوت او ، و تربيت يافتن بر امثال اين سير حميده و خصال صالحه در اهل بيت خود ، و تخلق به آن از معاقرت خمر و مجاهرت به آن منزه و مبر بوده .
و از قول ابن خلدون : و قد كانت حالة الاشراف الخ ظاهر است كه حالت اشراف از عرب جاهليت در اجتناب خمر معلوم بود و كرم شجرهء ايشان نباشد ، و شرب خمر را مذمت و عيب دانند ، پس با هارون رشيد اولى است به آنكه اجتناب از شرب خمر كند ، و ارتكاب آن نمايند ، و آن را مذموم و ملوم داند ، و دامن خود از آن افشاند .
پس هر گاه شناعت شرب خمر به اين مرتبه در زمان جاهليت ثابت گرديد از اينجا نهايت فظاعت بهتانى كه العياذ باللّه بر جناب امير المؤمنين عليه السلام فرابستهاند ، و ترمذى بايراد آن در « صحيح » [ 1 ] خود نيل ناصبيت بر جبين
هامش
[ 1 ] الجامع الصحيح للترمذى ج 5 ص 238 الحديث ( 3026 ) ط بيروت