تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
انگاشته . چه حاصل كلامش آنست كه دور است اين امر از منصب عباسه در دين او و ابوين او و جلال او ، و بدرستى كه عباسه بنت عبد اللَّه بن عباس بود ، و نيست در ميان او و در ميان عبد اللَّه عباس مگر چار مرد ، كه ايشان اشراف دين ، و عظماء ملتند بعد ابن عباس . زيرا كه عباسه بنت محمد مهدى است ، و او ابن عبد اللَّه أبى جعفر منصور و او ابن محمد سجاد ، و او ابن علي ، و او ابن عبد اللَّه بن عباس است ، پس عباسه بنت خليفه ، و اخت خليفه است ، محفوف است بملك عزيز ، و خلافت نبويه ، و صحبت رسول ، و عمومت آن حضرت ، و امامت ملت ، و نور وحى و مهبط ملائكه ، از سائر جهات قريبة العهد است ببداوت عربيت و سذاجت دين ، و بعيد است از عوائد ترف و مراتع فواحش پس كجا طلب كرده شود صون و عفاف هر گاه برود از او ؟ يا كجا يافته شود طهارت و ذكا هر گاه مفقود شود از بيت أول الى آخر ما سوده بتشدقه ولج في تنميقه و تلفيقه و كدح في تزويره و تزويقه . و اين همه مدايح كه براى عباسه ثابت كرده ، و بسبب آن تنزيه او از احتيال در ايقاع وقاع با او نموده ، همه در برادرش هارون بالاولى موجود است . پس بنا بر اين ثابت شد تنزيه هارون نيز از فواحش و قوادح ، و او هم حسب معتقد ابن خلدون صاحب فضل و كمال ، و متصف بدين و جلال ابن اشراف دين و عظماء ملت بعد ابن عباس خليفه بن خليفه ، محفوف بملك عزيز ، و خلافت نبويه ، و صحبت رسول ، و عمومت آن حضرت ، و امامت ملت ، و نور وحى ، و مهبط ملائكه از سائر جهات باشد و قريب