تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
العهد ببداوت عربيت و سذاجت دين ، و بعيد از عوائد ترف و مراتع فواحش باشد ، و كجا طلب كرده شود صون و عفاف هر گاه برود از او ؟ و كجا يافته شود طهارت و ذكاء هر گاه مفقود شود از بيت او ؟ و نيز از اين عبارت ظاهر است كه مهدى و منصور و محمد و علي اشراف دين و عظماء ملت بودند . و نيز از قول او : ما تموه به الحكاية الخ ظاهر است نهايت تعظيم و اجلال و تفخيم و اكبار رشيد عنيد رأس الاشرار كه تبرئه و تنزيه او از معاقره خمر و اقتران سكر او بسكر ندمان نموده ، و آيه كريمه :
حاشَ لِلَّهِ ما عَلِمْنا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ
[ 1 ] ، كه در حق حضرت يوسف است ، به حق آن جائر حائر خوانده ، و تصريح كرده به آنكه رشيد قيام مىكرد به آنچه واجب است براى منصب خلافت از دين و عدالت . و نيز صحابت علماء و اولياء ، و محاورات او براى فضيل بن عياض ، و ابن السماك ، و عمرى ، و مكاتبت او بسفيان ثورى ، و بكاء او از مواعظ ايشان ، و دعاء او در مكه در حال طواف ثابت كرده ، و به اين همه احتجاج و استدلال بر عدم جواز صدور فاحشه و معصيت از رشيد نموده . و نيز مرتبه عبادت او و محافظت او را بر اوقات صلاة ، و مشهود صبح بأول وقت ظاهر ساخته ، و آن را مانع از ارتكاب فاحشه گردانيده . و نيز ذكر كرده كه طبرى و غير او حكايت كرده‌اند كه بدرستى كه رشيد مىخواند ، در هر روز صد ركعت نافله ، و غزو مىكرد يكسال و حج مىكرد يكسال .
هامش
[ 1 ] يوسف 51