تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
و للّه الحمد كه از اين عبارت نص صريح بر ناصبيت جاحظ ظاهر است و كمال عداوت او با جناب امير المؤمنين عليه السلام ثابت كه بتسويد كتابى در توجيه مطاعن به آن جناب روى خود سياه كرده و مثل نامهء اعمال خود آن را تيره و تاريك ساخته فلا برد اللَّه مضجعه و لا طيب تربته ، بل اسكنه في اسفل درك من الجحيم و جعله قرين ابليس اللعين اللئيم . پس اندك امعان و تدبر بايد كرد ، و از مؤاخذه ارباب تحقيق و تنقيد خوفي در دل بايد آورد ، و از انهماك در حب باطل و عشق بدعت و عصبيت بايد گذشت تا مزيد شناعت تشبث رازى بقدح چنين ناصبى حاقد و عدو معاند و متعصب حاسد كه كتابى خاص در توجيه مطاعن بجناب امام المشارق و المغارب المخصوص بجميع المناقب و المحامد عليه سلام الواحد الاحد الماجد تصنيف كرده ، و اوقات عزيز را كه مىبايست كه آن را در نشر فضائل و مدائح آن جناب صرف كرده ذخيرهء سعادت ابدى مىاندوخت ، در اين كار ناهنجار كه بسماع آن مو بر تن متدينين اخيار مىخيزد ، و هر مؤمن مسلم بر ريش مرتكب آن تف مىزند ضايع ساخته ظاهر گردد . و حق آنست كه اين تشبث چندان شناعتها دارد كه زبان بيان از اظهار آن عاجز و قاصر ، و عقل در شرح شمه آن سراسيمه و حائر است ، وا عجباه كه رازي از حياء و تدين يكبارگى دست برداشت اتباع و پيروى ناصبى بغيض در قدح و جرح حديث غدير را آغاز كرده ، و حرف صريح الاختلال چنين متعصب كثير الاضلال بسمع اصغا شنيده ، و به عين رضا پسنديده ، و بمزيد فساد سريرت و عماى بصيرت آن را بر سر و چشم نهاده ، و از طعن و تشنيع اهل ايمان و اسلام كه آخر بعد تمسك اين امام انام بقدح چنين