در تعظيم و اجلال و رفع رفاعى لائق اعتراض دانسته .
اعراض معرضين از ذكر حديث غدير نيز موجب تعجب و تشنيع است
پس اعراض معرضين از ذكر حديث غدير بالاولى موجب عجب و باعث تشنيع گردد .
[ فضايح ، قبايح ومطاعن جاحظ ]
رازى از تعصب متشبث بجاحظ ناصبى شده
و عجب عجاب و مايهء كمال استغراب آنست كه رازى بسبب كمال غليان مواد تعصب و عناد و نهايت رسوخ در بغض و لداد تمسّك و تشبث را باعراض بخارى و مسلم و وقادى و نسبت آن بابن اسحاق كافى و بسند نيافته بسوى تعلى و ترقى كه در حقيقت عين تنزل بحضيض اعتساف و ايثار محض هزل و سفساف است شتافته ، اعلان و اجهار به قصد اطفاء نور فضل جليل وصى رسول مختار عليهما سلام الملك الجبار خواسته بقدح قادحين مقدوحين در حديث غدير دست انداخته و اين چه بلا تعصب و خرافت و بعد از تأمل و تدبر و انهماك در باطل و اغراق در هواى نفس است كه آفتاب روشن را به گل اندودن مىخواهد .
و از غرائب آن است كه در ذكر قادحين جاحظ را شرف تقديم ذكرى بخشيده ، و كاش بر محض اجمال و ابهام اكتفا مىكرد و نام جاحظ و مثل او بر زبان نمىآورد ، و خود را نزد ارباب تحقيق و اطلاع رسوا نمىساخت .
و اگر رازى ادنى بهرهء از انصاف و حيا مىداشت ، و از طعن و تشنيع اهل تحقيق اندك هراسى بدل مىآورد ، گاهى نام جاحظ را و آن هم بمقابلهء اهل حق نمىآورد كه فضايح و قبايح و مثالب ، و معايب ، و مطاعن ، و مخازى او مشهور و معروف است .