در يمن ابطال اين حديث شريف خواسته ، هم چنان شناعت تمسك او بعدم ذكر ابن اسحاق حديث غدير را از همين كلام ظاهر و باهر است زيرا كه رجوع جناب امير المؤمنين عليه السلام از يمن و شركت در حج با جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم ابن اسحاق در سيرت خود روايت كرده است ، پس كمال عجب است كه رازى خود بروايت ابن اسحاق متضمن رجوع جناب امير المؤمنين عليه السلام از يمن و حضور در حجة الوداع به خدمت جناب رسالت مآب كه اين روايتش موافق روايات ديگر ائمة محققين و اساطين منقدين و ارباب صحاح ايشان است گوش نمىدهد ، و از اهل حق توقع قبول تمسك او بعدم ذكر ابن اسحاق حديث غدير را كه خلاف آن از تصريحات ديگر حضرات ظاهر است دارد .
« اين خيال است و محال است و جنون » .
و حق اين است كه رازى بچنين هفوات و خرافات بناى فضل و جلالت خود را مىكند و خود را ضحكه و سخريهء عالم مىكند كه صدور چنين خرافات و هفوات از ادنى محصلى كه اندك تميز داشته مستبعد و مستغرب است ، چه جا چنين عالم جليل الشأن و امام عمدة الأعيان سنيه ، و لكن حق آنست كه مخالفت حق و مخالفت باطل عجب داء عضال و مرض مهلك و خلق مردى است كه آدمى را قطع نظر از عذاب و نكال آخرت در دنيا هم با فحش معايب و اقبح فضائح رسوا مىسازد و مصدر عجائب تعصبات و غرائب تناقضات مىگرداند ، سبحان اللَّه چنين علام جليل الشأن كه چها مو شكافيها كه بمقابلهء حكماى اعلام نمىكند ، و داد تبحر و تمهر مىدهد بمقابلهء اهل حق چنين پاها مىخورد كه چندين سطر مختصر
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٦