تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
است در قرآن : أ لست
أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ
؟ يعنى هر چه مىگويم از راه شفقت و خيرخواهى مىگويم ، محمول بر پاسدارى كسى ننمايند و علاقهء كسى را با من در نظر دارند ، محمد بن اسحاق و ديگر أهل سير بتفصيل اين قصه را آورده‌اند انتهى [ 1 ] .

شاهصاحب نيز در « تحفه » حديث غدير را از ابن اسحاق نقل كرده

فللَّه الحمد و المنة كه كذب و سقيفه سازى رازي كفلق الصبح و ضوء النهار بافادهء جناب شاه صاحب والاتبار هم واضح و روشن و مبين و مبرهن گشت كه جنابشان نسبت روايت كردن بتفصيل قصه ارشاد حديث غدير را بسبب شكايت بعضى صحابه بابن اسحاق مىنمايند ، و رازي بمزيد گاوتازى ادعاى عدم نقل ابن اسحاق حديث غدير را دارد ، و به اين توهم قدح در ثوبت حديث غدير مىخواهد ،

اهل سنت يا بايد رازى را در ادعايش تكذيب كنند و يا اعلام نامبرده را كاذب بدانند

پس حالات حضرات اهل سنت را اختيار است كه خواه بتكذيب جناب شاه صاحب ، و صاحب « صواعق » و منصف « نوافض » ، و مؤلف « مرافض » پردازند ، و اهل حق را توجه برد استدلالشان بروايت ابن اسحاق بر ابطال دلالت حديث غدير بر امامت جناب أمير المؤمنين عليه السلام كه اين استدلال نهايت ركيك و بى - ربطا است ، و ديگر وجوه رد آن كه انشاء اللَّه تعالى در ما بعد خواهى شنفت فارغ البال سازند ، و خواه تكذيب رازي اختيار سازند ، و كذب و بهت او را ثابت فرمايند ، و نهايت خفت عقل و سخافت رأى او بر ارباب ايقان واضح نمايند كه به خيال ابطال استدلال أهل حق كذباً و بهتاناً بر زبان آورده كه ابن اسحاق حديث غدير را نقل نكرده ، و غالب است كه ناچار تن بشق ثانى خواهند داد ، و تفضيح و تقبيح و تكذيب رازي را به نسبت تكذيب شاه صاحب و ديگر اسلاف سهل‌تر خواهند پنداشت .
هامش
[ 1 ] تحفه اثنا عشريه ص 332 ط لكهنو 1302