و از اين جا است كه تفتازانى در « شرح مقاصد » با آنكه قلادهء تقليد رازي در منع تواتر حديث غدير و ذكر قدح آن و تشبث بعدم نقل بخارى و مسلم و واقدي در گردن انداخته ، لكن از اعاده كذب رازي متضمن ادعاى عدم نقل ابن اسحاق حديث غدير را استحيا ساخته كما ستعلم فيما بعد انشاء اللَّه تعالى .
و همچنين قوشجى در « شرح تجريد » اكتفا بر ذكر عدم نقل بخاري و مسلم و واقدي حديث غدير را نموده ، و ادعاى عدم نقل ابن اسحاق آن را قابل ذكر نديده .
و همچنين شيخ عبد الحق در « ترجمه مشكاة » با وصف ذكر عدم روايت بخاري و مسلم و واقدى بروايت حديث غدير لب گشوده رفض جسارت سراسر خسارت رازي يعنى ادعاى عدم نقل ابن اسحاق حديث غدير را نموده بلكه بابطال آن صراحة كما علمت قصب مسابقت در تفضيح رازي ربوده .
و از طرائف امور اين است كه كمال الدين بن فخر الدين جهرمى بترجمه عبارت « صواعق محرقة » كه مثبت ذكر ابن اسحاق حديث غدير را و سبب آن را مىباشد ذكر ابن اسحاق را از ميان انداخته اكتفا بر محض نسبت آن بحافظ شمس الدين ساخته و چه عجب حمايت رازي و كتمان كذبش مطمح نظر داشته باشد چنانچه در « براهين قاطعه » ترجمهء « صواعق محرقه » كه در سنهء أربع و تسعين و تسعمائة در عهد ابراهيم عادلشاه تأليف كرده گفته :
و نيز دليل بر اينكه مراد از امر بموالات على رضي اللَّه عنه اجتناب از بغض و عداوت آن حضرت است آنست كه حافظ شمس الدين جزري رحمة اللَّه روايت كرده است كه باعث خطبه خواندن رسول خدا صلى اللَّه
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 44
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٤