تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
زيب عالمگير تصنيف كرده و مخاطب در باب مطاعن و غير آن جايى كه انبان كابلى را خالى يافته بانتحال بعض خرافاتش تزيين بضاعت مزجاة خود فرموده بجواب حديث غدير گفته : و نيز سبب اين خطبه شكايت بريده اسلمى است كه از علي مرتضى در خدمت سيد الورى كرده بود ، چنانچه شيخ عبد الحق در « مدارج » بر آن تصريح نموده و وجه شكايت نقل كرده كه آن شير خدا بامر سرور انبياء بيمن رفت تا خمس غنائم كه خالد بن وليد فراهم آورده بود جدا كند ، علي مرتضى از جمله خمس بر كنيزكى متصرف شد ، بريده را از اين كار كدورت و انكار پيدا گشت ، بعد از مراجعت اين مقدمه را نزد آن حضرت صلى اللَّه عليه و سلم ظاهر نمود ، آن جناب فرمودند : أي بريده مگر علي را دشمن دارى ؟ گفت : آرى ، از اين جواب رنگ روى مبارك آن حضرت برافروخت فرمودند : در حق علي گمان بد مبر و او از من و من از اويم ، و او مولاى شما است و هر كه باشم من مولاى او . الحديث . شيخ ابن حجر در صواعق آورده كه حافظ شمس الدين جزرى از ابن اسحاق روايت كرده كه سبب اين خطبه آن است كه بعضى از جماعت كه با على مرتضى در يمن بودند در حق آن شير خدا تكلم نمودند ، آن حضرت صلى اللَّه عليه و سلم بعد از فراغ از حج خطبه خواندند از جهت تنبيه بر قدر على و از جهت رد بر كسى كه در وى سخن كرده بود مانند بريده » . كما جاء في صحيح البخاري انه كان يبغضه ، و سبب ذلك ما صححه الذهبي انه خرج معه الى اليمن فرأى منه جفوة ، فنقصه للنّبيّ صلى اللَّه عليه و سلم فجعل يتغير وجهه و يقول : يا بريدة أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟ قال : بلى يا