رسول اللَّه ، قال : من كنت مولاه فعلي مولاه [ 1 ] .
اين عبارات چنانچه مىبينى به كمال ظهور تكذيب فخر رازى كه با دعاى عدم نقل ابن اسحاق حديث غدير را قدح آن خواسته مىنمايد چه از آن بنهايت صراحت واضح است كه ابن اسحاق روايت كرده كه سبب ارشاد فرمودن جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و سلم حديث غدير را شكايت بعضى صحابه بود ، پس ادعاى عدم نقل ابن اسحاق حديث غدير را كذب بىسر و پا است .
و اگر بتصريحات اين حضرات متعصبى گوش ندهد آخر تصريح خود جناب شاه صاحب را چه علاج است ، كه جنابشان هم بتقليد اين حضرات همين حرف بر زبان اقدس آوردهاند ، مگر نمىبينى كه جنابشان در خاتمه جواب از حديث غدير مىفرمايند :
و سبب فرمودن اين خطبه چنانچه مورخين و اهل سير آوردهاند صريح دلالت مىكند كه منظور افادهء محبت و دوستى حضرت امير بود ، زيرا كه جماعت از صحابه كه در مهم ملك يمن با آن جناب متعين شده بودند مثل بريده اسلمى و خالد بن الوليد و ديگر نامداران هنگام مراجعت از آن سفر شكايتهاى بى جا از حضرت امير بحضور رسول صلى اللَّه عليه و سلم عرض نمودند ، چون جناب رسالتپناه صلى اللَّه عليه و سلم ديد كه از اين قسم حرفها مردم را بر زبان رسيده است و اگر من يكدو كس را از اين شكايتها منع خواهم نمود محمول بر پاس علاقهء نازكى كه حضرت امير را با جناب او بود خواهند داشت ، و ممتنع نخواهند شد لهذا خطبهء عام فرمود ، و اين نصيحت را مصدر ساخت به كلمهء كه منصوص
هامش
[ 1 ] مرافض الروافض - دليل دوم از فضل سوم از باب ثالث .