تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
پس احتجاج رازى و مقلدينش بعدم اخراج واقدي حديث غدير را به چند وجه موهون و مخدوش است . اول آنكه واقدي از اهل خلاف است ، فعل و قول و ترك و اعراض او هيچ يك قابل آن نيست كه بمقابلهء اهل حق پيش كرده شود . دوم آنكه واقدي بفضايح و قبايح مطاعن و معايب مطعون است . سوم آنكه ترك اخراج حديثى از هر كسى كه باشد قابل التفات نيست . چهارم آنكه خود رازى مخالفت روايات واقدي كرده است ، پس بكدام رو بمقابله اهل حق تشبث به ترك حديث غدير را مىكند . پنجم آنكه سواى رازى ابن روزبهان نيز بمقابلهء اهل حق مخالفت روايات واقدي برگزيده است ، و تخليص گلوى خود بردّ آن خواسته پس از اهل حق توقع آن داشتن كه براى ترك او حديث غدير را وزنى نهند داد دانشمندى دادن است . ششم آنكه محمد محسن كشميرى وقاحت و جسارت را بغايت قصوى رسانيده براى ردّ بعض استدلالات اهل حق ببعض روايات واقدي تفضيح واقدي و تقبيح او را بغايت قصوى رسانيده كه او از كذابين وانموده است ، پس چگونه باعراض او از ذكر حديث غدير التفات توان كرد .

[ بررسى نقل و يا عدم نقل حديث غدير از سوى ابن اسحاق ]

جواب استدلال رازى بعدم نقل ابن اسحاق غدير را

ابن اسحاق بر خلاف ادعاى رازى حديث غدير را ذكر نموده

اما تمسك رازى بعدم نقل ابن اسحاق حديث غدير را پس مخدوش است اولا به اينكه از افادات جمعى از اين حضرات ظاهر مىشود كه ابن اسحاق حديث غدير را و سبب ارشاد آن را نقل كرده است ، پس ادعاى عدم نقل او كذب صريح و بهتان فضيح باشد كه انشائى جز حبّ كتمان مناقب
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 38 | السيد مير حامد حسين الهندي