خليفهء ثانى بود .
تاويل تفتازانى در خبر مذكور عليل است
علامهء تفتازانى ، و غير او از علماى ادبيه ، تنصيص فرمودهاند به اينكه تقديم مسند إليه يا براى تخصيص است به جهت قصر افراد ، يا قصر قلب ، يا براى تقوى حكم . و تقديم « انا » در كلام عمر « و انا انهى عنهن » بقرينهء سياق ، و سباق ، براى قصر افراد يا قلب است ، و بر تقدير تنزّل اگر براى تقوى حكم هم باشد ، چون مطلوب ما از محض حكم و اسناد تحريم به خودش ثابت است ، در تقوّى آن تقويت مطلوب ما است كما لا يخفى . [ 1 ] و فاضل رشيد در « شوكت عمريه » كه آن را جواب « بارقه ضيغميه » قرار داده گفته : قوله : و علامهء تفتازانى و غير او از علماى علوم ادبيه تنصيص فرمودهاند به اينكه تقديم مسند إليه يا براى تخصيص است الخ .
گوييم : چون علامه تفتازانى را در اين مقام از علماء علوم ادبيه گفته ، پس خدا داند كه آنچه علامهء مذكور در بيان معنى انا احرمهما [ 2 ] گفته
هامش
[ 1 ] البارقة الضيغمية في اثبات المتعتين تأليف سيد محمد ملقب به سلطان العلماء ابن سيد دلدار كه در سال 1284 در لكهنو وفات كرد - مخطوط در مكتبه مؤلف در لكهنو مورخ بتاريخ 9 - ج 1 - 1240 .
[ 2 ] محتجب نماند كه تفتازانى در « شرح مقاصد » گفته : و معنى احرمهن احكم بحرمتهن و اعتقد ذلك لقيام الدليل الخ ، و خود فاضل رشيد اين عبارت به همين طور از تفتازانى بجواب وجه اول از فائدهء ثالثه نقل كرده حيث قال : و سيبويه ثانى علامه تفتازانى كه از ائمه عربيه است و صاحب رساله هم در وجه سوم همين فائده او را از علماى ادبيه گفته : در « شرح مقاصد » در جواب مطاعن حضرت عمر مىفرمايد : معنى احرمهن احكم بحرمتهن و اعتقد ذلك لقيام الدليل الخ .
پس كمال عجب است كه چرا در اين جا يعنى جواب وجه سوم مقاصد رجوع كرده