كتاب « سليم بن قيس الهلالى » از احتجاجات اشعث بن قيس در فصل سوم باب يازدهم نقل كرده ، و از اين روايت آنچه در حق اربعه متناسبه از اصحاب عبا عليهم التحية و الثنا مستفاد مىشود ، نمىتوانم كه شرح آن بر زبان رانم الخ [ 1 ] .
تشبث فاضل رشيد بكلام سيد رضى در باره جاحظ باطل است
از ملاحظهء اين عبارت ظاهر است كه فاضل رشيد ، قطع نظر از تصديق و اذعان بخرافات غريبه صاحب « تحفه » ، خود هم در نفى و لا از اهل حق مىكوشد ، و آفتاب روشن را به گل تعصب مىپوشد ، عجب كه در اين مقام افادات سابقه را در باب رعايت و حمايت و ذب حريم جاحظ ، كه بكمال اتعاب نفس تلفيق آن كردهاند ، نسيا منسيا فرمودند ، و ندانستند كه براى تصديق ملازمانشان در اين دعوى غريب افادات خودشان در حمايت جاحظ كافى است ، و احتياج باستيناف كلام در آن نيست .
و تشبث فاضل رشيد بكلام سيد رضى اللَّه عنه در باب جاحظ عمدة النصاب اعجب عجاب و محير الباب است ، و مردود است به چند وجه :
اول اينكه سيد رضى طاب ثراه ، براى الزام و افحام منكرين لئام ، تمسك بقول جاحظ نموده ، و مدح او در باب نقد و تمييز على حسب ما يعتقدونه كرده ، اين را محمول بر تحقيق و كليت نمودن ، و از آن رد بر علامه حلى طاب ثراه كه نسبت عداوت جناب امير المؤمنين عليه السلام بجاحظ نموده كردن ، طرفه ماجراست ، مگر طريقهء شائعه مناظرين ، كه در مقام الزام و تشبث باقوال علماى جانب مخالف ، چه طور تبجيل و تعظيم آن علماء
هامش
[ 1 ] ايضاح فاضل رشيد ص 161 .