آن هم ظاهر است ، برى از نصب و عداوت نباشند ، و متعصبين حضرات اهل سنت كه جد و جهد تمام دارند ، در اطفاء انوار فضائل جناب امير المؤمنين عليه السلام ، چنانچه از جرح و قدح رازى در حديث غدير ، كه بجواب آن مشغوليم ، و قدح شاهصاحب بتقليد كابلى در فضائل و مناقب متعدده آن حضرت ، و قدح ابن روزبهان در بسيارى از فضائل آن حضرت ، و قدح ابن تيميه در جل فضائل آن حضرت واضح است محبين جناب امير المؤمنين عليه السلام باشند ، اين اصطلاح بديع اهل سنت را ملاحظه بايد ساخت ، و حيرتها بايد برداشت .
شاهصاحب اهل حق را بر خلاف حق ناصبى خوانده
و نيز جناب شاهصاحب در باب چهارم فرمودهاند : حالا ناصبيت اين فرقه را تماشا بايد كرد ، كه چه قدر بزرگان را كه جگرپارههاى ائمه و برادران ائمه بودند ، بچه مرتبه اهانت و استخفاف مىنمايند ، و در حق چند كس معدود از اهل بيت كه ائمه اثنا عشر ، و بعض اقارب ايشان باشند ، در پردهء محبت هزاران عيوب و قبايح نسبت كنند ، و استخفاف و اهانت زائد از حد نمايند ، بالاتر از خوارج و نواصب .
آرى ، دشمن دانا به از نادان دوست .
و بعد از تتبع كتب و روايات ايشان تفصيل آن قبايح و عيوب كالشمس فى نصف النهار هويدا مىگردد ، ليكن در اينجا چندى از كفريات ايشان بطريق نمونه از خروارى ثبت مىافتد انتهى . [ 1 ] شاهصاحب مخدوم القروم ، در اين تزوير شوم ، و تقرير ملوم ، هم نسبت ناصبيت باهل حق كردهاند ، و ادعاى نسبت كردن اهل حق « العياذ باللّه » هزاران عيوب و قبايح را بأئمه اثنا عشر عليهم السلام نموده ، بلكه دعوى
هامش
[ 1 ] تحفه شاهصاحب ص 203 ط لكهنو 1302