به حمد اللَّه ثابت باشد .
ابن جعيل شاعر از مزدوران معاويه و از اعادى امير المؤمنين عليه السلام بود
و نيز از تصريح ابن جعيل ظاهر است كه او و امثالش از اهل شام بر خلاف اهل عراق كه جناب امير المؤمنين على بن أبي طالب عليه السلام را امام بر حق و خليفهء مطلق مىدانستند بامامت معاويه راضى و خلافت او قائل بودند .
و نيز از قول ابن جعيل :
« و قالوا نرى أن تدينوا له * فقلنا الا لا نرى ان ندينا »
ظاهر است كه او و ديگر اهل شام بصراحت تمام از اطاعت جناب امير المؤمنين عليه السلام اباء و استنكاف داشتند ، و بمزيد لجاج و عناد در اطاعت آن حضرت خرط قتاد ثابت مىكردند ، و طعن و ضرب آن حضرت را موجب قره عيون خودها مىدانستند ، و اين هم براى اثبات عداوت و ناصبيت معاويه و اتباعش كافى است .
و از قول مبرّد : « و في آخر هذا الشعر ذم لعلى رضى اللَّه عنه امسكنا عنه » ظاهر است كه ابن جعيل در اين خرافات ذم جناب امير المؤمنين عليه السلام وارد ساخته كه مبرّد امساك از نقل آن كرده ، و هر چند در قدرى كه ذكر ساخته نيز نفى امامت آن حضرت ، و اباء از اطاعت آن جناب و كراهت و بغض و عداوت اتباع آن جناب و خود آن جناب ظاهر مىشود لكن از قول مبرّد ظاهر شد كه اين ذم افحش و اشنع از ما سبق بود ، كه مبرد ما سبق را ذكر كرده ، و اين ذمّ را بدتر از ما سبق دانسته ذكر آن نكرده ، پس كفر و نفاق ابن جعيل و معاويه كه ايراد خرافت سراسر شقاوت او در نامهء نفاق شمامه خود كرده بكمال وضوح و ظهور ثابت شد .
و نيز از اين جا ثابت شد كه معاويه در كتاب واحد هم اعتراف بشرف