تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
الضعيف » داد اظهار عداوت جناب امير المؤمنين عليه السلام داده ، كه زبان بتهجين و ذم اطاعت آن حضرت ، حال آنكه اطاعت آن حضرت حسب ارشاد سرور انبياى امجاد صلى اللَّه عليه و آله الى يوم التناد ، عين شرف و سعادت است گشاده ، و هم به اين قول نهايت تهجين و ذم و عيب مهاجرين و انصار نموده ، ابواب كمال لوم و ملام اهل اسلام بر خود گشاده ، و از اشعار ضلالت آثار عمرو بن جعيل « جعله اللَّه في النار و جزاه شر جزاء الاشرار » هويدا و آشكار است ، كه اهل شام كراهت داشتند ملك عراق را كه ملك جناب امير المؤمنين عليه السلام بود ، و اهل عراق كاره اهل شام بودند ، و هر يك مبغض صاحب خود است و هر يك اين بغض را دين مىداند ، يعنى اهل شام بغض اهل عراق را دين خود مىانگارند ، و اهل عراق بغض اهل شام را دين خود مىدانند پس عجب كه حضرات سنيه بر بغض اهل حق جمعى از صحابه را كه از جمله‌شان معاويه و اتباعشانند ، آن همه دراز زبانى و طعن و تشنيع آغاز مىنهند ، و آيات و روايات را به قصد افحام و تخجيلشان بآواز بلند مىخوانند ، و از وقوع تباغض در ميان اهل شام و اهل عراق ، حال آنكه هر دو جانب صحابه بودند ، خبرى برنمىدارند ، و بر كمال شناعت تشنيعات خود متنبه نمىشوند . و نيز از قول معاويه : « و لعمري ما حجتك على كحجتك على طلحة » الخ ظاهر است كه حجت جناب امير المؤمنين بر طلحه و زبير بحدي تمام بود ، و متانت و رزانت و صحت آن بمثابهء ظاهر بود ، كه معاويه هم اثبات آن نموده و اعتراف به آن كرده ، و بيعت ايشان براى آن حضرت اقرار كرده . پس نكث و غدر و ضلال ، و مكر طلحه و زبير ، باعتراف معاويه هم
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 244 | السيد مير حامد حسين الهندي