شاگردى و مريدى اين دعوى او را نفاق باشد يا نى رحم اللَّه من انصف انتهى [ 1 ] .
از اين عبارت واضح است كه حسب افادهء شعبى كه از اجلهء علماء تابعين است ، خلفاء بنى اميه را تعظيم جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم و اقامت اعياد و جمعات و حج و نمازگذاردن نافع نگرديد ، و اين همه امور موجب حكم باسلام ايشان نشد ، بلكه ايشان منافقاند ، و تابعين بر ايشان لعن مىكردند ، و اينها براى مصلحت روان شدن مملكت ، و صلاح دولت دنيا احكام شرع را بر پا مىداشتند .
اعتراف جاحظ بفضائل امير المؤمنين عليه السلام مانند اعتراف بنى اميه است
پس همچنين اعتراف جاحظ بفضائل جناب امير المؤمنين عليه السلام ، موجب حكم بمودت او با آن حضرت نمىتواند شد ، بلكه چون او تهمت مطاعن بر آن حضرت معاذ اللَّه گذاشته است ، و تصنيفى در اين باب ساخته ، او عدو ناصب است .
و نيز از اين عبارت ظاهر است كه صحابه جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم ، كه بعد واقعهء كربلا باقى مانده بودند ، ترك جمعه و جماعت و اعياد كرده بودند ، پس طعن و تشنيع سنيه بر اهل حق ، بسبب ترك جمعه سراسر تعصب واهى و خرافت محض است .
و نيز از آن ظاهر است كه حسب افادهء اين صحابه امّت زمانشان به ظاهر كلمه مىگفتند ، و نماز مىگذاردند ، و بواسطه دنيا كفر و نفاق خود مستور مىساختند .
و نيز از اين عبارت ظاهر است ، كه قسمى كه شنايع از اين امّت صادر گشته از هيچ امّت بوقوع نامده ، پس احتجاجات اهل سنت باطلاقات
هامش
[ 1 ] هداية السعداء ص 290 الجلوة السابعة من الهداية الثانية عشرة