يرون منه من صدق موالاته لرسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم و عظم محبته له [ 1 ] .
« از ملاحظهء اين عبارت ظاهر است كه سكوت كفار را بر وصف كردن ابن الدغنه أبو بكر را باوصاف جليله كه دعوى مساوات آن با اوصاف جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم دارند ، اعتراف به آن مىدانند ، كه ابو بكر در ايشان به اين اوصاف مشهور بود بشهرت تامه ، بحيثيتى كه ممكن نبود احدى را كه منازعت كند در اين اوصاف ، و نه ممكن بود كسى را كه انكار كند آن را ، ور نه مبادرت مىكردند بسوى انكار آن بهر طريقى كه ممكن بود ايشان را ، بسبب آنكه متصف بودند بعداوت قبيحه براى أبى بكر .
عجب است كه اعتراف كفار را بشهرت أبى بكر باوصاف جليله مانع از شدت عداوتشان با او نگردانند ، بلكه باهتمام بليغ نهايت عداوت كفار با أبى بكر ثابت سازند . و فاضل رشيد اعتراف جاحظ را بفضائل جناب أمير المؤمنين عليه السلام دليل قاطع بر كذب نسبت عداوت آن حضرت بجاحظ گمان برد ، و از تكذيب اسلاف خود و تفضيح ايشان باكى بر ندارد .
و شهاب الدين دولتآبادى كه او را بملك العلماء مخاطب ساختهاند ، و فاضل رشيد در همين كتاب « ايضاح » افاده كرده كه او از عظماى اهل سنت است و بافادات او جابجا تمسك مىكند در كتاب « هداية السعداء » گفته در دستور مىگويد :
امام شعبى را پرسيدند كه يزيديان اهل قبله و درود بر مصطفى مىگويند ، و مىآرند كه از بنى اميه كسى شنيد موى محاسن مصطفى صلى اللَّه عليه
هامش
[ 1 ] انسان العيون فى سيرة الامين المأمون ج 1 ص 328 ط القاهرة .