انتهى [ 1 ] .
از اين عبارة ظاهر است كه عروة بن مسعود ثقفى ، وقتى كه كافر معاند حربى بود ، نزد كفار مكه نهايت ستايش اصحاب جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم آغاز نهاده ، داد ثنا خوانى داده ، پس غالبا فاضل رشيد بمزيد رشادت نهايت تكذيب استاد و آقاى خود فرمايد ، و اين همه تشنيعات و استهزاءات و سخريات بجناب او متوجه سازد .
و نيز از افادهء بديعه شاهصاحب ظاهر است كه معاذ اللَّه اهل حق از كافر معاند حربى هم بدتراند ، و عنادشان زائد از عناد كافر حربى معاند است و ايشان در حقيقت كلمهگو نيستند ، بلكه خود را به كلمه گوى متهم ساختهاند .
بس عجب كه نزد فاضل رشيد جاحظ ناصب ، با اين همه شقاوت و ضلالت ، و انهماك در عداوت و ناصبيت جناب أمير المؤمنين عليه السلام ، موالى و محب آن حضرت باشد ، و اهل حق ، با اين همه اهتمام در تأييد اسلام ، و اعلاء كلمه آن ، و تعظيم و تبجيل شعائر ايمان ، و صرف اعمار عزيزه در مدح و ثناء جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم و أهل بيت آن حضرت ، در حقيقت ، كلمه گو هم نباشد ، بلكه از كافر معاند حربى هم بدتر باشند ، العياذ باللّه من هذا التعصب الفاحش .
خوارج با وجود قرائت قرآن از دشمنان قرآن بودند
و ميرزا محمد بن معتمد خان كه باعتراف خود فاضل رشيد در همين كتاب « ايضاح » از عظماى اهل سنت است در كتاب « مفتاح النجا في مناقب آل العبا » كه از آن فاضل رشيد نقل در اين كتاب مىكند ، و استناد و احتجاج به آن مىنمايد ، و آن را بافتخار و مباهات در مقام اثبات ولاى
هامش
[ 1 ] تحفه اثنا عشرى ص 542 .