اعتراف بفضيلت كسى با عداوتش منافات ندارد
كمال حيرت است كه فاضل رشيد در حق سيد مرتضى رضى اللَّه عنه مصراع « و الفضل ما شهدت به الاعداء » مىخواند ، و خود را از ايراد اين خزعبلات بتذكر اين مصراع در حق جاحظ جاحد باز نمىدارد ، و نهايت طعن و تشنيع بر حمل اعتراف جاحظ بفضائل جناب امير المؤمنين عليه السلام بر اين محمل مىنمايد .
و علامه ابن القيم در « زاد المعاد في هدى خير العباد » گفته » :
فصل في نسبه صلى اللَّه عليه و سلم ، و هو خير أهل الارض نسبا على الاطلاق فنسبه من الشرف أعلى ذروة ، و أعدائه كانوا يشهدون له بذلك ، و لهذا شهد به عدوه إذ ذاك أبو سفيان بين يدي ملك الروم ، فأشرف القوم قومه ، و أشرف القبائل قبيلته ، و أشرف الافخاذ فخذه [ 1 ] .
« از اين عبارت ظاهر است كه اعداى جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم شهادت مىدادند : به آنكه نسب آن حضرت در اعلاى ذروه شرف است ، و به همين سبب شهادت داد بانى معنى « يعنى كمال شرف نسب آن حضرت » ابو سفيان ، كه دشمن آن حضرت در آن وقت بود ، رو به روى پادشاه روم .
پس چنانچه اعداى جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم ، با وصف كمال عداوت و بغض و عناد آن سرور امجاد « عليه و آله آلاف التحية الى يوم التناد » شهادت بكمال شرف نسب آن حضرت مىدادند هم چنان جاحظ هم ، با وصف نهايت عداوت جناب امير المؤمنين عليه السلام ، اعتراف بفضائل و مناقب آن حضرت كرده ، و اين اعتراف هرگز دليل تكذيب نسبت عداوت آن حضرت به او نمىتواند شد ، و الا
هامش
[ 1 ] زاد المعاد ج 1 ص 9 .