و جواب دادهاند بوجوه :
سهيلى گفته : كه صديق رضى اللَّه عنه در آن ساعت در مقام رجاء بود و پيغمبر صلى اللَّه عليه و سلم در مقام خوف و شهود ، آنكه پروردگار تعالى و تقدس مىكند هر چه مىخواهد ، و ترسيد كه عبادت كرده نشود حق تعالى پس آن خوف وى عبادت شد ، و كمال بود نه نقص .
و خطابى گفته : كه توهم نكند هيچ يكى كه ابا بكر اوثق بود به پروردگار تعالى و تقدس از آن حضرت صلى اللَّه عليه و سلم در آن حالت ، بلكه حامل و باعث مر آن حضرت را بر آن شفقت بر اصحاب و تقويت قلوب ايشان بود .
پس مبالغه كرد در توجه و دعا و الحاح و ابتهال تا ساكن گردد و آرام گيرد ، و ثبوت و قوّت پذيرد قلوب ايشان ، زيرا كه مىدانستند كه دعا و سؤال وى مستجاب و مقبول است ، پس چون گفت مر او را ابو بكر آنچه گفت باز آمد آن حضرت ، و دانست كه مستجاب شد دعاى او از جهت آنچه يافت ابو بكر در نفس خود از قوت و طمأنينت ، لهذا تعقب كرد آن را بقول خود :
سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ
[ 1 ] ، و بود آن حضرت در مقام خوف و آن اكمل حالات صلاة است ، و جائز بود پيش آن حضرت كه واقع نشود نصر در آن روز ، زيرا كه وعدهء او بنصر نبود معين در آن واقعه و در آن روز بلكه وعده او مجمل بود .
گفت خطابى اين است آنچه ظاهر مىگردد ، و اين كه فرمود كه عبادت كرده نمىشوى تو از امروز ، زيرا كه دانست آن حضرت صلى اللَّه عليه و سلم كه وى خاتم النبيين است ، پس اگر هلاك گردد وى و هر كه با وى
هامش
[ 1 ] القمر 45