تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
مىآمدم بر آن حضرت در عريش ، و مىديدم او را كه مىفرمود در سجده : يا حى يا قيوم برحمتك أستغيث . و آمده است كه بود آن حضرت در عريش با صدّيق ، ناگاه گرفت آن حضرت را خواب سبك پس بيدار شد متبسم و فرمود : يا ابا بكر رسيد نصرت خدا ، اينك آمد جبرئيل عليه السلام عنان اسب خود را گرفته ، و بر دندانهاى پيش وى غبار نشسته ، و بيرون آمد از عريش تحريض كننده مردم را بر جنگ ، و فرمود : هر كه بكشد كافرى را سلب آن كافر مر او را باشد ، و بدان خدا كه بقاى ذات محمد در دست قدرت او است كه جنگ نكند با ايشان هيچ مردى بطلب ثواب و رضاى حق پس كشته شود مگر آنكه باشد او را بهشت جاودان . عمير بن الحمام رضى اللَّه عنه خرمايى چند در دست داشت و مىخورد و گفت : خوش خوش ميان من و در آمدن بهشت واسطه نماند مگر آنكه كشته شوم بر دست ايشان . پس خرماها از دست انداخت و شمشير خود را گرفت و با كفار جنگ كرد و شهيد شد .

اهل سنت از اعتراض ابو بكر به پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله به وجوهى مختلفه پاسخ داده‌اند

تنبيه در ( روضة الاحباب ) از حديث مناشدت و سؤال و الحاح آن حضرت صلى اللَّه عليه و سلم در دعا همين مقدار ذكر كرده ، و در وى كلامى است طويل مر شراح را كه اشكال آورده‌اند كه چگونه روا باشد كه اقدام كند ابو بكر بر امر كردن آن حضرت را ببازداشتن از اجتهاد و الحاح در دعا و سؤال ، و تقويت كند رجاى او را ، و تثبيت نمايد يقين او را ، و حال آنكه مقام رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم احمد و أرفع و اجل و اعلى است ، و يقين وى صلى اللَّه عليه و سلم فوق يقين همه است