غربى آن نيز زمينى از جنس گل سفيد كه ظاهرا تا دامنه كوه پلنگ ادامه مىيافته و به آن هامون سنجل « 1 » مىگفتند ، قرار گرفته بود . همراهان ما مىگفتند كه اين زمين تا مدت طولانى آب را در خود نگه ميدارد . براى مثال بعد از فروكش شدن طغيان هامون يك سال گذشت تا اين زمين كاملا خشك شد .
زمانيكه از اين ناحيه ديدن كردم دو سال از خشك شدن آن مىگذشت . از كنار ديوارهاى حصار عبور كرديم و به دروازهء قديمى و از طريق آن به بناى مربع شكلى از خشت خام رسيديم . اين بنا معمارى پيچيده و خاصى داشت و تقريبا به صورت ويرانهاى درآمده بود . تعداد زيادى اتاق ، فضاهاى پوشيده شده توسط گنبد و راهروهاى مسقف قوسى شكل ديده مىشدند . به نظر مىرسيد كه اين بنا در زمان آبادى خود استحكام و مقاومت بيش از حدى داشته است . به راه خود ادامه داديم و از مسيرى كه با شيبى ملايم به سوى صخرههاى بالاى تپه مىرفت ، به آن صعود كرديم . در بالاى تپه دژ كوچكتر ديگرى قرار داشت .
اسبها قادر نبودند تا از اين مسير بالا روند . پس تپه را دور زده و از قسمت جنوب غربى و از طريق درهء تنگى به ما رسيدند . بالاى تپه اصلا هموار نبود و پستى و بلندىهاى زيادى به چشم مىخورد . در اينجا بطور كلى اثرى از بنا يا استحكامات قديمى ديده نمىشد . فقط چند قبر كه تا 90 سانتيمتر از زمين بالا آمده و از سنگ ساخته شده و خاك آنها را پوشانده بود به چشم مىخورد . اين قبرها يكى بعد از ديگرى در يك رديف قرار گرفته بودند . بيشتر آنها از انتها شكافته و باز شده بودند و حفرهء داخل آنها قابل رؤيت بود .
استخوانهاى مردهها در حالى كه لايهاى از خاك آنها را پوشانده بود ديده مىشد و فضايى تقريبا به اندازهء سى سانتيمتر بين استخوانها و سقف گور قرار داشت . در اين مناطق تا آنزمان نديده بودم كه مردهاى را در سطوح بالاتر از زمين دفن كنند . سنگهاى قبرها بطور منظم قرار گرفته و تكههايى پارچه نيز ديده مىشد كه اين خود نشان مىداد كه اين قبرها متعلق به زمانى بسيار دور نمىتوانستند باشند .
يكى از راهنماهاى ما مىگفت كه تعدادى از مردان پير ناحيه اعتقاد دارند كه زمانى در پايين اين تپه و در قسمت جنوب غربى آن قبرهايى وجود داشته است كه بعد از شكافتن آنها مقدارى لباس ، گردنبند ، زينت آلات ، سكه و اسلحه كه همراه با مردگان دفن شده بود كشف گرديده است . من كلا نتوانستم نوشته و يا اثرى كه بيانگر تاريخ بناى اين قبرها باشد پيدا كنم . ژنرال لاوت « 2 » در يادداشتهايش كه در صفحه 145 ، جلد 44
هامش
( 1 ) -Hamun - i - sanjal( 2 ) -General Lovett